عکس های جدید هابل
ACS Image of NGC 5866

Spiral Galaxy M100
خلبان شهید بابایی
بابايي، بهاي بقاي اسلام!
هدف، انجام يك ماموريت جنگي بود، نيروهاي عراقي در پشت سردشت پياده شده و در حال تجهيز خود بودند. آنها قصد حمله داشتند و اينكه به طرف سردشت بيايند. از طرفي قرار بود نيروهاي سپاه پاسداران در آنجا عملياتي انجام دهند و ما مأموريت داشتيم كه از عمليات آنها پشتيباني كنيم.
پرواز را شروع كرديم، شهيد بايايي طي مسير از كابين عقب راهنمائيهاي لازم را انجام ميداد و مسيرها و نشانههاي معابر، پل، ارتفاع و يا جادهها را به من نشان ميداد.
وارد خاك دشمن شديم، نزديك هدف قرار گرفتيم، كار اوجگيري را آغاز كرديم و بعد روي هدف شيرجه رفتيم، در يك آن بمبها را روي هدف ريختيم، انگار همه به هدف خورده بود، در حال بازگشت ديديم كه هدف به طور كامل منهدم شده است، و ما در پوست نميگنجيديم.
برگشتيم. در مسير برگشت، يك فضاي بسيار سرسبزي بود كه حالت معنويت و روحانيت خاصي به آدم ميداد. بابايي نگاهي به منطقه فوق كرد و در حال شكرگزاري بود، بخاطر موفقيتي كه بدست آورده بوديم تكبير ميگفت و با خداي خود گفتگو ميكرد، در همين حال ناگهان انفجاري در هواپيما رخ داد و همه ي اوضاع را به هم ريخت…
سرتيپ خلبان، علي محمد نادري، همرزم شهيد عباس بابايي است، كسي كه در آخرين پرواز عقاب جبههها او را همراهي ميكرد.
او از آخرين پرواز عاشقانه بابايي ميگويد، روايتي كه در تاريخ ثبت خواهد شد، تا آيندگان بدانند بر ياران خميني(ره) و انقلاب بزرگشان چه گذشت؟
او ادامه ميدهد: با صداي انفجار، صداي بابايي هم خاموش شد و من همچنان در فكر هدايت و كنترل هواپيما بودم، عليرغم اينكه خود نيز از چند ناحيه زخميشده بودم، اجباراً از ارتفاع پايين آمدم، در آن لحظه و در لابلاي درهها، در حال برخورد با ارتفاعات بوديم كه با خواست خدا و معجزه آسا، از آن وضعيت خارج شديم.
بعد از گذراندن وضعيت فوق، تصور اوليهام اين بود كه بابايي دسته «صندليپران» را كشيده و يا اشتباهي صورت گرفته و دسته صندليپران كشيده شده و ايشان هم با آن پايين پريده است.
از طرفي هم هر چه كه از طريق تلفن داخلي او را صدا ميزدم، جز سروصداي شديد باد، صداي ديگري را نميشنيدم، لذا اين تصور هم برايم پيش آمد كه بايايي به هر دليلي، از كابين بيرون پريده است، تا اينكه آيينهاي كه در كابين جلو تعبيه شده است را تنظيم كردم كه وضعيت كابين عقب را ببينم، وقتي آيينه را تنظيم كردم، متاسفانه ديدم كه «صندليپران» كه بايد خلبان را از كابين بيرون ببرد، سرجايش است و چتر نجات خلبان هم پاره شده است، آنجا بود كه به اين واقعيت پي بردم كه بابايي با صندلي بيرون نرفته است.
سرتيپ نادري، در حالي كه بعض گلويش را گرفته و اشك در چشمانش جاري ميشود، ادامه ميدهد: خلاصه هواپيما را به سمت پايگاه هدايت كردم، همه چيز براي نشستن مهيا شده بود، هواپيما را با تدابير خاص متوقف كردم، بلافاصله رفتم سراغ كابين عقب، ديدم متأسفانه كابين تقريبا كاملا متلاشي شده و شياي به گلوي بابايي اصابت كرده و شاهرگش را پاره كرده است، قفسه سينهاش شكسته شده بود و وضع او طوري بود كه چنانچه اگر در همان لحظه اصابت هم به بيمارستان منتقل ميشد، بدليل خونريزي شديد در قفسه سينه و سيستم تنفسياش امكان نجاتش نبود، لذا به احتمال قوي بابايي در دم به شهادت رسيده بود.
عباس در سال 1329 در محرومترين منطقه در قزوين، ديده به جهان هستي گشود، آن هم در خانواده اي كه با عشق امام حسين (ع)، عباس و زينب (س) روزگار گذرانيدند..
پدر بزرگوار عباس را همه به عنوان تعزيهگرداني ميشناسند كه سالها عمر و زندگي خود را وقف اين همايش بزرگ مذهبي كرده و صحن حياط خانهشان در خيابان سعدي، منزلگه دوستداران حسين (ع) و ياران باوفاي او بود.
عباس هم در چنين محيط عارفانه اي بدنيا آمد و با نقشهاي مختلفي كه در برنامههاي تعزيه اجرا ميشد، تا حقانيت ائمة اطهار (ع) را در طول تاريخ به ثبت برساند، عجين شد، او بعضاً در تعزيهها هم نقش ميگرفت، تا در پاسداري از خون سالار و سيد شهداي كربلا، از آن بهره ببرد.
صديقه حكمت، همسر شهيد بابايي ميگويد: عباس به تعبير من، سربازي واقعي براي اسلام و ولايت بود و همة خصوصيات يك سرباز فدايي را داشت.
او هميشه تأكيدش بر اين بود كه ما و همة هستي ما، در مقابل آن سرمايه ارزشمندي كه بايد حفظ شود، خيلي كم ارزش است و آنچه كه به جان ما اهميت و ارزش ميبخشد، اين است كه آن را به عنوان بهاي بقاي اسلام بپردازيم!
و شهيد بابايي چه زيبا با ايثار جان خود، بهاي بقاي اسلام و ارزشهاي انقلاب اسلاميرا پرداخت.
بابايي، عقاب تيزپرواز آسمانهاي ايران اسلامي، با آسمان الفتي عجيب داشت و دل به تقدير سپرده بود، تقديري كه قطعاً در آسمان رقم ميخورد، آسماني كه آماده بود تا روزي شاهد يكي از شكوهمندترين حماسههاي جاويد باشد، حماسهاي كه با وداع بايايي رقم خورد.
او خلبان شدن خود را از عنايات خداوندي دانسته و در خصوص نحوة پايان دوره خلباني و قبولي در اين دوره ميگويد: دوره خلباني ما در آمريكا تمام شده بود؛ ولي به خاطر گزارشهايي كه در پرونده خدمتيام درج شده بود تكليفم روشن نبود و به من گواهينامه نميدادند؛ تا سرانجام روزي به دفتر رييس دانشكده، كه يك ژنرال آمريكايي بود احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست كه بنشينم. پرونده من در جلو او، روي ميز بود. ژنرال آخرين فردي بود كه ميبايستي نسبت به قبول و يا رد شدنم در امر خلباني اظهار نظر ميكرد.
او پرسشهايي كرد كه من پاسخش را دادم. از سؤالهاي ژنرال بر ميآمد كه نظر خوشي نسبت به من ندارد. اين ملاقات ارتباط مستقيمي با آبرو و حيثيت من داشت؛ زيرا احساس ميكردم كه رنج دو سال دوري از خانواده و شوق برنامههايي كه براي آيندهام در دل داشتم، همه در يك لحظه در حال محو و نابودي است و بايد دست خالي و بدون دريافت گواهينامه خلباني به ايران باز گردم. در همين فكر بودم كه در اتاق به صدا در آمد و شخصي اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا براي كار مهمي به خارج از اتاق برود، با رفتن ژنرال، من لحظاتي را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه كردم؛ وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم كاش در اينجا نبودم و ميتوانستم نماز را اولوقت بخوانم. انتظارم براي آمدن ژنرال طولاني شد. گفتم كه هيچ كار مهمي، بالاتر از نماز نيست، همين جا نماز را ميخوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود او نخواهد آمد.
به گوشه اي از اتاق رفتم و روزنامه اي را كه در آنجا بود به زمين انداختم و مشغول خواندن نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم كه متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه كنم؟ نماز را ادامه بدهم و يا بشكنم؟ بالاخره گفتم نماز را ادامه ميدهم و هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد.
سرانجام نماز را تمام كردم و در حالي كه بر روي صندلي مينشستم از ژنرال عذرخواهي كردم. ژنرال پس از چند لحظه سكوت، نگاه معناداري به من كرد و گفت: چه ميكردي؟
گفتم: عبادت ميكردم.
گفت: بيشتر توضيح بده.
گفتم: در دين ما دستور بر اين است كه در ساعتهايي معين از شبانه روز، بايد با خداوند به نيايش بپردازيم و در اين ساعت زمان آن فرا رسيده بود؛ من هم از نبودن شما در اتاق استفاده كردم و اين واجب ديني را انجام دادم.
ژنرال با توضيحات من در اتاق سري تكان داد و گفت: همه اين مطالبي كه در پرونده تو آمده مثل اينكه راجع به همين كارهاست. اين طور نيست؟
پاسخ دادم: آري همين طور است.
او لبخندي زد. از نوع نگاهش پيدا بود كه از صداقت من خوشش آمده است. با چهرهاي بشاش خودنويس را از جيبش بيرون آورد و پروندهام را امضا كرد. سپس با حالتي احترامآميز از جا برخاست و دستش را به سوي من دراز كرد و گفت: به شما تبريك ميگويم. شما قبول شديد. من براي شما آرزوي موفقيت دارم.
من هم متقابلاً از او تشكر كردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولين محل خلوتي كه رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به من اعطا كرده بود، دو ركعت نماز شكر خواندم.
از آنچه كه در خصوص ويژگيهاي اين شهيد بايد گفت، همين بس كه مقام معظم رهبري فرمودند: «او – شهيد بابايي – هيچگاه به مصالح خود فكر نميكرد و تنها مصالح سازمان و انقلاب و اسلام را مدنظر داشت، او فرماندهاي بود كه با زيردستان بسيار فروتن و صميمي بود، اما در مقابل اعمال بد و زشت، خيلي بيتاب و سختگير بود.»
شهيد عباس بابايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، فعاليتهاي انقلابي خود را گسترش داده و در هفتم مرداد سال 1360 به درجه سرهنگ دومي ارتقا يافته و فرماندهي پادگان هشتم شكاري اصفهان را بعهده گرفت.
وي در نهم آذرماه سال 1362 به درجه سرهنگ تمامي ترفيع يافت و به معاونت عملياتي فرماندهي نيروي هوايي منصوب و عازم ستاد فرماندهي تهران شد.
بابايي را در طول دفاع مقدس با ويژگيهاي منحصر به فردش ميشناسند، سربازي عاشق و شيفتة امام (ره) و گوش به فرمان او، رزمندة بسيجي و مخلصي كه فرامين رهبر انقلاب را با جان و دل پذيرفته و هميشه آمادگي دفاع از ميهن اسلامي و ستيز با دشمنان انقلاب و اسلام را داشت.
خانم حكمت، همسر گرانقدر شهيد بابايي در خصوص دستبوسي امام، توسط عباس ميگويد: آن روز عباس را كه ديدم خيلي پرشوق و ذوق بود و صورتش از فرط خوشحالي برافروخته شده بود، از علت خوشحالياش كه پرسيدم، گفت: امروز با عزيزترين كس دنيا ديدار دارم.
او بعد از ديدار با حضرت امام، شور و حال عجيبي پيدا كرده بود، به طوري كه ديدار با امام براي هميشه عمرش سرمايهاي شد كه تا آخرين لحظات زندگي، از آن لحظات و آن روز به عنوان شيرينترين روز حيات خود نام ميبرد.
شهيد بابايي در طول سالهاي دفاع مقدس، با روحية تلاش، ايثار و شهادتطلبي كه داشت با بيش از 3 هزار ساعت پرواز با انواع هواپيماهاي جنگي، قسمت اعظم عمر خويش را در طول اين سالها، يا در پروازهاي عملياتي و يا در چهره و هيأت يك بسيجي متواضع در قرارگاهها و جبهههاي جنگ تحميلي در غرب و جنوب كشور سپري كرد.
او چهره آشناي بسيجيان و يار وفادار فرماندهان قرارگاههاي عملياتي بود. چهرهاي كه با عنوان نامش، لرزه بر تن دشمنان افتاده و به گفتة خواهرش: وقتي عباس به شهادت رسيد، راديو آمريكا اعلام كرد: «جوانترين ژنرال دنيا كشته شد.»
بابايي از سال 1364 تا هنگام شهادت، بيش از 60 مأموريت جنگي را با موفقيت كامل به انجام رسانيد تا اثبات كند ياران روح الله بيمي از مقابله با دشمنان انقلاب و اسلام ندارند.
داستان زندگي شهيد بابايي به عبارتي، داستان يك انقلاب است كه حوادث گوناگوني را در خود جاي داده است. پرداختن به مجموعه حوادث دوران زندگي اين يادگار امت، انسان را ناخودآگاه از ذكر حوادث ديگر غافل ميكند، انقلابي كه در سير تحولات و دگرگونيهايش، خصلتها و سيرتهاي طاغوتي رنگ باخته و ارزشها و آداب الهي احيا ميشوند.
در خصوص آخرين وداع و ديدارش با عباس ميگويد: ديدار آخر ما در مسجد الهادي(ع) بود، آنجا به همراه ديگر اعضاي كاروان عازم به حج بوديم، البته قرار براين بود كه عباس هم با ما به سفر حج بيايد، اما بدليل شرايط حساسي كه وجود داشت، ايشان از من خواست كه بروم و او نيز بعدا به ما ملحق خواهد شد.
آنروز، عباس هم براي مشايعت آمده بود و در آخرين لحظات خداحافظي از من مكرر ميخواست: وقتي به حضور حضرت رسول اكرم (ص) رسيدم، اين 3 خواسته او را از حضرتش بخواهم: اول سلامتي امام، دوم عاقبت به خيري جوانان و مملكت و سوم اتمام جنگ با پيروزي اسلام.
در دقايق خداحافظي در مسجد، يك مداح بود كه داشت مداحي ميكرد، عباس هم روبرويش ايستاده بود، ناگهان مداح در ميان تعجب و حيرت همه، با صداي بلند گفت: «براي شادي روح شهيد عباس بابايي صلوات»!
اين نكته براي حاضرين غير قابل تحمل بود، عده اي به او اعتراض كردند و آن بنده خدا هم قسم خورد كه اين كلام ناخودآگاه از زبانش خارج شده و ميگفت: من خودم هم عباس را روبروي خودم ميديدم، اما نميدانم چه شد كه اين كلام را به زبان آوردم!
او ادامه ميدهد: عباس خيلي كم در مورد مأموريتهايش صحبت ميكرد، اما يكبار او را خيلي نگران ديدم، علت را پرسيدم، گفت: «نگرانيم از اين بابت است كه چرا هنوز لايق شهادت نشدهام»!
سرلشگر عباس بابايي، معاون عملياتي نيروي هوايي، 15 مرداد سال 66، درست ظهر روز عيد قربان بود كه نه در صحراي سوزان عربستان، بلكه در آسمان نيلگون پر رمز و راز الهي، پرواز را جاودانه ساخت.
او كه در آخرين كلامها، خطاب به همرزم آخرين پروازش گفته بود: «نگاه كن! اينجا مثل بهشت است، ميبيني؟ الله اكبر! الله اكبر…»، چه زود و در سن 37 سالگي خاموش شد تا عاملي براي بيداري نسل امروز و فرداهاي ايران اسلامي باشد..
و چه زيبا گفت، مقام معظم رهبري در وصف او كه: «اين شهيد عزيز يك انقلابي حقيقي و صادق بود و من به حال او حسرت ميخورم و احساس ميكنم كه در اين ميدان عظيم و پر حماسه، از او عقب ماندهام»!
عباس بابایی در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده می بایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان آمریکایی هم اتاق می شد. آمریکایی ها، در ظاهر، هدف از این برنامه را پیشرفت دانشجویان در روند فراگیری زبان انگلیسی عنوان می کردند، اما واقعیت چیز دیگری بود. چون عباس در همان شرایط تمام واجبات دینی خود را انجام می داد، از بی بند و باری موجود در جامعه آمریکا بیزار بود. هم اتاقی او در گزارشی که از ویژگی ها و روحیات عباس نوشته، یادآور می شود که بابایی فردی منزوی و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهای اجتماعی بی تفاوت است. از رفتار او بر می آید که نسبت به فرهنگ غرب دارای موضع منفی می باشد و شدیداً به فرهنگ سنتی ایران پای بند است.
همچنین اشاره کرده که او به گوشه ای می رود و با خودش حرف می زند، که منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است.
خود وی ماجرای فارغ التحصیلی از دانشکده خلبانی آمریکا را چنین تعریف کرده است:
« دوره خلبانی ما در آمریکا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتی که در پرونده خدمتم درج شده بود، تکلیفم روشن نبود و به من گواهینامه نمی دادند، تا این که روزی به دفتر مسئول دانشکده، که یک ژنرال آمریکایی بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست که بنشینم. پرونده من در جلو او، روی میز بود، ژنرال آخرین فردی بود که می بایستی نسبت به قبول و یا رد شدنم اظهار نظر می کرد.
او پرسش هایی کرد که من پاسخش را دادم . از سوال های ژنرال بر می آمد که نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت، زیرا احساس می کردم که رنج دوسال دوری از خانواده و شوق برنامه هایی که برای زندگی آینده ام در دل داشتم، همه در یک لحظه در حال محو و نابودی است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا در آمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای کار مهمی به خارج از اتاق برود با رفتن ژنرال، من لحظاتی را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه کردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد. گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نماز نیست، همین جا نماز را می خوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه ای از اتاق رفتم و روزنامه ای را که همراه داشتم به زمین انداختم و مشغول نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم که متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ نماز را ادامه بدهم یا بشکنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه می دهم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می نشستم از ژنرال معذرت خواهی کردم. ژنرال پس از چند لحظه سکوت نگاه معناداری به من کرد و گفت: چه می کردی؟ 
گفت: بیشتر توضیح بده.
گفتم: در دین ما دستور بر این است که در ساعت های معین از شبانه روز باید با خداوند به نیایش بپردازیم و در این ساعت زمان آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و این واجب دینی را انجام دادم.
ژنرال با توضیحات من سری تکان داد و گفت:
همه این مطالبی که در پرونده تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست . این طور نیست؟
پاسخ دادم: آری همین طور است.
او لبخندی زد. از نوع نگاهش پیدا بود که از صداقت و پای بندی من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمریکا خوشش آمده است. با چهره ای بشاش خود نویس را از جیبش بیرون آورد و پرونده ام را امضا کرد. سپس با حالتی احترام آمیز از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: به شما تبریک می گویم. شما قبول شدید . برای شما آرزوی موفقیت دارم.
من هم متقابلاً از او تشکر کردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولین محل خلوتی که رسیدم به پاس این نعمت بزرگی که خداوند به من عطا کرده بود، دو رکعت نماز شکر خواندم.»
با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – 14 به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – 5 بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.
با اوج گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، بعنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت. شهید بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ 7/05/1360 فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده ی او گذاشته شد.
به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هر چه مردمی کردن ارتش و پیوند هر چه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد. بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ 9/9/1362 با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل گردید.
وی با بیش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه ها و جبهه های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه های عملیاتی بود و تنها از سال 1364 تا هنگام شهادت، بیش از 60 مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید.او برای پیشرفت سریع عملیات ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی کرد، بلکه شخصاً پیشگام می شد و در جمیع مأموریت های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می کرد.
سرلشکر بابایی به علت لیاقت و رشادت هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ 8/2/1366، به درجه سرتیپی مفتخر گردید.
تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–5 از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. تیمسار بابایی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.
یکی از راویان مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ درباره این واقعه نوشته است:«به دنبال اصابت گلوله به هواپیمای تیمسار بابایی و اختلالی که در ارتباط هواپیما و پایگاه تبریز به وجود آمد، پایگاه مزبور به رابط هوایی سپاه اعلام کرد که یک فروند هواپیمای خودی در منطقه مرزی سقوط کرد برای کمک به یافتن خلبان و لاشه آن هر چه سریعتر اقدام نمایید. مدت کوتاهی از اعلام این موضوع نگذشته بود که فرد مذکور مجدداً تماس گرفت و در حالی که گریه امانش نمی داد گفت: هواپیمای مورد نظر توسط خلبان به زمین نشست، ولی یکی از سرنشینان آن به علت اصابت تیر در داخل کابین به شهادت رسیده است.»
راوی فوق الذکر در مورد بازتاب شهادت تیمسار بابایی در جمع نیروهای سپاه نوشته است: «برخی از فرماندهان ارشد سپاه در جلسه ای مشغول بررسی عملیات بودند که تلفنی خبر شهادت تیمسار بابایی به اطلاع برادر رحیم صفوی رسید . با شنیدن این خبر، جلسه تعطیل شد و اشک در چشمان حاضرین به خصوص آنان که آشنایی بیشتری با شهید بابایی داشتند ، حلقه زد.»
نقل شده است که وی چند روز قبل از شهادت در پاسخ به پافشاری بیش از حد دوستانش جهت عزیمت به مراسم حج گفته بود:
«تا عید قربان خودم را به شما می رسانم.»
بابایی در هنگام شهادت 37 سال داشت، او اسوه ای بود که از کودکی تا واپسین لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداکاری و ایثار زندگی کرد و سرانجام نیز در روز عید قربان، به آروزی بزرگ خود که مقام شهادت بود نائل گردید و نام پرآوازه اش در تاریخ پرا فتخار ایران جاودانه شد
منبع:aerospacetalk
هواپيماي غول پيکر A380
پرده برداری رسمی روز سه شنبه از هواپيمای غول پيکر ارباس A380 گام بلندی در تاريخ صنايع هوانوردی به حساب می آيد.
توسعه اين هواپيما که عمدتا يک شاهکار طراحی و مهندسی تلقی می شود بيش از يک دهه طول کشيد.
برای مصرف کنندگان، اين هواپيما آينده مسافرت هوايی يا دست کم چشم انداز مورد نظر ارباس را ترسيم می کند.
برای ارباس، اين گام تثبيت کننده موقعيت اين شرکت به عنوان بزرگترين سازنده هواپيماهای غيرنظامی در جهان است.
بزرگترين هواپيمای مسافربری
به عبارت ديگر، روز سه شنبه برای ارباس روز جشن و شادمانی است.
ای 380 که قرار است در سال 2006 فعال شود به عنوان بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان جانشين بوئينگ 747 خواهد شد.
نوئل فورگيرد، مدير کل شرکت ارباس، در کنار مديران چهار شرکت ديگر از کشورهای بريتانيا، فرانسه، اسپانيا و آلمان که از اين پروژه حمايت کرده اند در اين مراسم شرکت خواهد کرد.
ارباس ای 380
يک پنجم ارباس در تصاحب شرکت "BAE Systems" از بريتانياست. 80 درصد بقيه را EADS (شرکت هوانوردی هوايی و فضايی اروپايی) کنترل می کند که ای 380 مهمترين پروژه آن بوده است.
مديران شرکت هايی که تاکنون ای 380 را سفارش داده اند نيز در اين مراسم حاضر خواهند شد. تاکنون 129 فروند از اين هواپيماها فروخته شده است.
يارانه های جنجال آفرين
اين مراسم همچنين ارز سياسی چشمگيری به حساب رهبران چهار عدد از قدرتمندرين کشورهای اروپايی واريز می کند.
تونی بلر نخست وزير بريتانيا، ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه، خوزه لوئيس زاپاترو نخست وزير اسپانيا و گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان جملگی در اين مراسم شرکت خواهند کرد.
خوزه مانوئل باروسو، رئيس کميسيون اروپا نيز قرار است در آن شرکت کند.
حضور سياستمداران در اين مراسم فقط جنبه تشريفاتی ندارد. ای 380 بدون کمک های دولتی احتمالا هرگز ساخته نمی شد.
در سال های اخير ميلياردها يورو به صورت وام های کمکی، با شرايط سهل بازپرداخت، در اختيار ارباس گذاشته شده است تا به توسعه اين هواپيما کمک شود.
اين عمل آمريکا را که شرکت عظيم هواپيماسازی بوئينگ در آن مستقر است خشمگين کرد.
ارباس ای 380
آمريکا تا هفته قبل تهديد می کرد در مورد آنچه يارانه های غيرقانونی می خواند از اتحاديه اروپا به سازمان تجارت جهانی شکايت خواهد برد. اتحاديه اروپا در مقابل ادعا می کرد که دولت آمريکا نيز به بوئينگ يارانه غيرقانونی می پردازد.
اما در پايان، دو طرف با انجام مذاکرات دوجانبه موافقت کرده و دست از تهديد يکديگر برداشتند.
گنجايش حمل 840 نفر
ای 380 يک هواپيمای بزرگ و در واقع عظيم الجثه است.
اکنون ماه هاست که سر و صدای زيادی در رسانه ها درباره طول بال های آن که به بلندی يک زمين فوتبال است برپا شده است. اين را همه می دانند.
اما کمتر توجه شده است که طول اين هواپيما به اندازه طول دو نهنگ آبی است، موجودی که کمتر کسی آن را ديده است، اما به هرحال منظور روشن است.
اما مهم ترين نکته در مورد اين هواپيمای غول پيکر اين است که گنجايش 840 مسافر را دارد. البته آرايش متعارف تر صندلی ها با يک "فرست کلاس" و "بيزينس کلاس" بزرگتر تعداد مسافران را به 555 نفر کاهش خواهد داد.
ارباس اصرار می ورزد که اين ميزان گنجايش برای هميشه بازار پرواز در مسافت های طولانی را منقلب خواهد کرد.
اما حتی اگر ادعای ارباس درست هم باشد هيچ تضميمی وجود ندارد که اين شرکت بتواند 12 ميليارد دلاری را که در ای 380 سرمايه گذاری کرده است به سود بدل کند.
نگرانی های مالی مشابهی ممکن است در ذهن آن دسته از شرکت های هواپيمايی که ای 380 را سفارش داده اند وجود داشته باشد.
اين نگرانی جدی نيز وجود دارد که خطوط هواپيمايی به جای استفاده از آن به عنوان يک هواپيمای متجمل برای فراهم کردن آسايش بيشتر برای مسافران، ای 380 را به يک اتوبوس هوايی برای جابجايی انبوه مسافران صرفه جويی مالی به کار گيرند.

فشار هوا
از آنجا كه تراكم هوا با ارتفاع كاهش مي يابد، با افزايش ارتفاع فشار هوا نيز كم مي شود، اما تغيير فشار برحسب ارتفاع چندان منظم نيست؛ به طور كلي تا ارتفاع 1500 متري سطح زمين به ازاي هر 100 متر افزايش ارتفاع، فشار هوا حدود 12 هكتوپاسكال كم مي شود. پراكندگي افقي فشار اتمسفر را با استفاده از خطوط هم فشار به صورت سطح هم فشار نشان مي دهند. خط هم فشار خطي است كه تمام نقاط با فشار يكسان را به هم مربوط مي كند. نقشه هاي هم فشار براي سطوح مختلف اتمسفر تهيه مي شود.
پراكندگي فشار در سطح زمين
تكرار حالتهاي لحظه اي هوا در دراز مدت در پراكندگي فشار، الگويي ميانگين را نشان مي دهد كه كمابيش انعكاس تاثيرهاي گردش عمومي جو است، در نقشه هاي ميانگين فشار نمود هاي زودگذر و نادر ديده نمي شود و در مقابل نمود هاي عمده و غالب چه در مقياس محلي و چه در مقياس جهاني جلوه مي كنند؛ بنابراين مطالعه نقشه هاي ميانگين فشار اگر چه در كاربرد موضعي يا كوتاه مدت چندان كارآمد نيست اما براي شناخت نمود هاي عمده و غالب گردش عمومي هوا مهم است.
مراكز عمده فشار در سطح زمين به تبعيت از سيستم نصف النهاري گردش عمومي هوا، از استوا تا قطب به صورت كمربندهاي مداري متناوبي جلوه مي كند؛ اما وضعيت خشكي و دريا در نيمكره شمالي اين منظم را به هم مي زند و مراكز ياد شده را به صورت سلولهاي جدا از هم در مي آورد.
نتيجه گردش عمومي هوا در دراز مدت، وجود كمربندهاي كم فشار در استوا، پر فشار در منطقه جنب حاره كم فشار در منطقه معتدله و احتمالا در منطقه قطبي است.
منبع:cloudysky
عکس هایی بسیار زیبا و جالب
عجب خلبانایی![]()
عکس هایی از نیروی هوایی ایران
اين اوليش.هليكوپتر بل 206 ارتش.

2 فروند ميگ 29 IRIAF

تامکت ایران با موشک فینیکس

f-16 ایران(ارتش شاهنشاهی)

فانتوم ارتش
فيزيكدانان راه نامرءي كردن را كشف كردند!!!
بزودی همه علاقه مندان می توانند از نظرها ناپدید شوند. "الگ گادومسکی" دانشمند روسی و پروفسور بخش ذرات بنیادی و الکترونیک نوری دانشگاه دولتی اولیانوفسک به نوعی ایده ایجاد "کلاه- نامرئی کننده" را به نام خود ثبت کرده است. البته فعلا فقط اشیاء ساکن را می توان از نظرها ناپدید کرد. مرکز روابط عمومی دانشگاه دولتی اولیانوفسک اطلاع داد که فرکانس تابش در حین حرکت تغییر می کند و حفظ اثر نامرئی بودن امکان پذیر نیست. اما بزودی می توان هم "کلاه- نامرئی کننده" و هم عبای "هری پوتر" را تهیه کرد.
اثر "گادومسکی" در ثبت به شکل "روش تبدیل تابش اپتیکی" تشریح می شود. خود دانشمند آن را این طور توضیح می دهد : "در حین ایجاد لایه بسیار نازکی از ذرات طلایی کلوئیدی جسمی که در پشت آنها قرار گرفته ناپدید می شود. دلیل آن هم است که این ذرات نور را منعکس نمی کنند و این بدان معنا است که سطح جسمی که آغشته به این محلول (کلوئیدی) شده باشد از نظرها محو می شود. چرا که ما تمام اجسام را از طریق انعکاس نور رویت می کنیم.
کشف گادومسکی فعلا تئوری است هر چند که با فرمول و معادله ثابت شده است. وی مطمئن است که ذرات طلایی کلوئیدی می توانند نه تنها برای محو کردن اجسام بلکه در پزشکی هم مفید واقع شوند.
تاکنون کسی در عمل از "کلاه- نامرئی کننده" بر خلاف عبای نامریی استفاده نکرده است. تلاش برای ساختن عبای سحر آمیز بارها صورت گرفته و برخی اوقات هم با موفقیت هایی همراه بوده است. در سال 2002 یکی از مخترعان به نام "ری آلدن" روش "استتار سه بعدی" اجسام مختلف را طراحی کرد. اختراع وی شبیه عبای سحرآمیز بود اصول کار این دستگاه مانند اصول استتار "chameleon" می مانند یعنی خودش را به رنگ محیط اطراف خود در می آورد.
این در حالیست که نیمی از عبای سحر آمیز که بخش عقبی جسم را می پوشاند از تعداد بی شماری سنسور شدت روشنایی تشکیل شده است.آنها طول موج، شدت تابش و جهت تابش اشعه های نورانی تابیده شده در پشت جسم را اندازه می گیرند. در سمت جلوی عبا نیز تعداد بیشماری دستگاه های تابنده قرار دارند که دقیقا همان اشعه های را که در پشت جسم قرار دارند از خود تولید می کنند. با نگاه به جسمی که استتار شده می توان دید که چه چیزی در پشت آن قرار گرفته است.
البته چنین سیستم استتاری کمبود های بسیاری دارد. اگر به جسم استتار شده بطور مستقیم نگاه نکنیم یعنی از پهلو و یا از عقب به آن نگاه کنیم پیدا کردن آن سخت نیست چرا که سنسورهای نوری که در قسمت عقب آن قرار گرفته اند نامرئی نیستند.
در آینده نه تنها انسان های و یا البسه بلکه هواپیماها هم نامرئی خواهند بود. در لندن راز وجود برنامه ایجاد هواپیمای نامرئی "استلس" فاش شد. انگلیسی ها کار مربوط به ایجاد هواپیمای نامرئی "استلس" خودی را از سال 1994 آغاز نمودند. آنها برنامه ایجاد هواپیماهایی که از دید رادارها مخفی می مانند را تحت عنوان " Replica"نامیدند. ارزش این برنامه 20 میلیون پوند انگلیس ارزیابی می شود.
بنیان گذاران "استلس" انگلیسی فقط یک سری از جزئیات کار خویش را فاش نمودند. از جمله آنها گزارش هایی درباره " آزمایش برنامه جدید" با استفاده از رادار می باشد. نتایج این آزمایشات به دانشمندان اجازه می دهد که به نامرئی بودن پروژه خود واقف شوند. البته نمایندگان " BAE Systems" هیچگونه اطلاعاتی در چارچوب برنامه " Replica" در مورد استفاده از سیستم های کاهش دهنده توان سیگنال های مادون قرمز، آکوستیکی و نوری منتشر نکردند.
شرکت کنندگان برنامه " Replica" اعلام کردند که هیچگاه هدف دستیابی به سطح نامرئی شدن مانند هواپیماهای بسیار گران قیمت F-117 و یا B-2 آمریکایی در برابر خود نگذاشته بودند. البته کارشناسان انگلیسی معتقدند که به وظیفه خود در مورد دستیابی به تراز مطلوب میان نامرئی بودن هواپیما و بهای تمام شده آن دست پیدا کرده اند.
عکس های f-4 phantom
نقاشیه قشنگیه![]()

اینم یک اسکادران فانتوم بزرگتر ببیند عکس رو

اینم فانتوم خودمونه بزرگتر بینید

اینم فانتوم آلمان

فانتوم یونان

فانتوم آمریکا
پرندگان آهنين آسمان مقدس ايران (نگاهی مختصر بر پرندگان آسمان ایران)
پرندگان آهنين آسمان مقدس ايران
جنگنده پيشرفته شفق تحت نظارت وزارت دفاع ايران و در مجموعه دانشگاه هوانوردي كه جزيي از دانشگاه صنعتي مالك اشتر ـ يكي از بزرگترين مراكز طراحي ايران ـ ساخته شده است. شفق يك هواپيماي مافوق صوت است كه از مواد جاذب امواج راداري ساخته شده است و وزني معادل پنج هزار كيلوگرم دارد
آذرخش
آذرخش هواپيمايي است كه بر پايه ساختار و طراحي اف- ۵ ساخته شده است اين جنگنده از نوع جنگنده هاي سبك و مخصوص حمله به اهداف زميني است.
وزن آن در حدود هشت هزار كيلوگرم است و مي تواند چهار هزار كيلوگرم بارگيري كند (منظور از بار تسليحات است) اين جنگنده داراي يك رادار ايراني كه بر پايه رادارهاي روسيه ساخته شده، است.
اف ـ ۶ فارمر
ايران اين هواپيما كه اف ـ ۶ سي نام دارد (ورژن پيشرفته جي ـ ۶سي) را در دهه ۱۹۸۰ از چين (جمهوري خلق چين) خريداري كرد اما از آن جا كه به عملكرد و قابليت آن در جنگ چندان نمي شد اعتماد كرد، در جنگ از آنها استفاده نشد بعدها اين هواپيماها به نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منتقل شدند.
سوخو ـ ۲۷ فلنكر
در جريان بازديد مقام معظم رهبري از دانشگاه شهيد ستاري در سال ۲۰۰۳ (۸۲ـ۸۱) فرمانده نيروي هوايي ايران اعلام كرد كه ايران در اوايل سال ۲۰۰۰ تعداد ۲۵ عدد از اين هواپيما را سفارش داده است.
اف ـ۱۴ تام كت
اولين و تنها كشوري كه اف - ۱۴ دريافت كرد ايران بود. ميگ ـ۲۵ هاي شوروي كه فاكس بت ناميده مي شدند به كرات حريم هوايي ايران را نقض مي كردند و ايران هيچ راهي براي مقابله با اين هواپيماي مافوق صوت و سريع نداشت. با اين وجود خلبانان ايراني تمامي هواپيماهاي موجود را آزمايش مي كردند تا ببينند كه آيا با آنها مي توانند با ميگ ـ ۲۵ هاي شوروي مقابله كنند يا نه. در نهايت همه آنها هواپيماهاي اف - ۱۴ تام كت و اف ۱۵ ايگل را پيشنهاد دادند تنها هواپيماهايي كه مي توانستند با ميگ ـ ۲۵ به مقابله بپردازند. در آگوست ۱۹۷۳ ارتش ايران تصميم به خريد هواپيماي اف ـ ۱۴ گرفت. اما دليل ديگر اصرار خريد اين هواپيما نيروي هوايي عراق بود. آنها از سال ۱۹۷۰ با رايزني با مسئولان فرانسه درصدد خريد ميراژ اف ـ ۱ بودند و همين نياز ايران به يك هواپيما كه برتري آنها را حفظ كند بيشتر مي كرد. قرارداد اوليه در ژانويه شامل ۳۰ فروند مي شد اما در ژوئن سفارش خريد ۵۰ فروند ديگر هم داده شد. اما در آن زمان شركت گرومن كه سازنده اين هواپيما بود يك وام ۲۰۰ ميليون دلاري از سوي ارتش آمريكا را از دست داده بود و ادامه ساخت اف ـ۱۴ براي آنان غيرممكن بود اما بانك ملي ايران براي جبران اين خسارت ۱۷۵ ميليون دلار به گرومن وام داد تا اين پروژه ادامه يابد و گرومن بتواند به ساخت اف ـ ۱۴ ادامه دهد.

اف ـ۱۴ هاي ايران همانند تام كت هاي نيروي دريايي آمريكا بودند و فقط چند سيستم آيونيك از آنها حذف شده بود. پايگاه هاي ما در اين هواپيماها يكي در اصفهان و ديگري در شيراز (پايگاه جنگنده هاي تاكتيكال شيراز) انتخاب شدند. در ماه مي ۱۹۷۴ اولين گروه از نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي سابق ايران براي آموزش خلباني اف ـ۱۴ به آمريكا رسيدند اين افراد همگي از خلبانان پيشكسوت اف ـ۱۴ بودند. در ژانويه سال ۱۹۷۶ دو فروند از اين هواپيماها تحويل ايران شدند. در آن زمان هنوز ميگ -۲۵ هاي شوروي حريم هوايي ايران را نقض مي كردند، در آگوست ۱۹۷۷ خلبانان نيروي هوايي ايران يك هواپيماي بي كيوام ـ۳۴ اي را در ارتفاع ۵۰ هزار پايي توسط يك موشك فينيكس سرنگون كردند و همين يك آزمايش مسئولان شوروي را مجبور به قطع پروازهاي ميگ ۲۵ بر روي ايران كرد. همچنين از ۷۱۴ موشك اي آي ام ـ ۵۴ اي فينيكس كه سفارش داده شده بود ۲۸۴ فروند تحويل گرفته شد. با پايان يافتن دهه ۱۹۷۰ تمام سفارش ها از قبيل ۴۰۰ اي آي ام ـ۵۴ اي فينيكس از سوي دولت ايران لغو شد. نحوه عملكرد اف ـ۱۴ هاي ايران در طول جنگ بسيار افسانه اي است. برخي از آمار چهار در برابر يك (يعني به ازاي سقوط هر اف ـ ،۱۴ چهار فروند توسط اين هواپيما سرنگون شده است) اين هواپيما سخن مي گويند. برخي مي گويند به دليل عدم وجود پشتيباني قوي، از اين هواپيماها چندان استفاده نمي شده است. برخي مي گويند به دليل وجود رادار بسيار پيشرفته از اين هواپيما در نقش چيزي مانند آواكس استفاده مي شده است. به هرحال هرچه كه بوده همه مي دانند كه فرماندهان ارشد نيروي هوايي عراق به خلبانان خود دستور داده بودند كه در صورت شناسايي يك اف ـ۱۴ در منطقه پروازي بايد سريعاً از آن جا دور مي شدند. در طول جنگ هميشه حضور اف ـ۱۴ در منطقه باعث دوركردن هواپيماهاي مهاجم عراقي مي شده است. در طول جنگ تنها دو گزارش از تلفات اف ـ۱۴ مخابره شده است. بيشترين روش از بين بردن هواپيماهاي مهاجم توسط اف ـ۱۴ هم استفاده از موشك فينيكس بوده است. در طول جنگ اف ـ ۱۴ انواع هواپيماهاي عراقي نظير ميراژ اف ـ ،۱ سوخو ـ ،۲۲ ميگ ـ ،۲۱ ميگ ـ ۲۳ و ميگ ـ ۲۵ را شكار كرده است. ايران در سال ۱۹۸۵ توانست بسياري از نظريات غربي ها را كه ايران قادر به استفاده از چند اف ـ۱۴ به صورت همزمان نبود را باطل كند. در ۱۱ فوريه ۱۹۸۵ طي يك رژه هوايي ۲۵ فروند اف ـ۱۴ به صورت همزمان از آسمان تهران گذشتند كه اين واقعه تمام دنيا را شوكه كرد و آن جا بود كه جهانيان به توانايي ها و قابليت هاي ايران پي بردند. در حال حاضر گفته مي شود تعداد ۶۰ فروند اف ـ ۱۴ مورد استفاده ايران قرار مي گيرد كه قطعات اين هواپيماها به طرق مختلف تامين مي شود. به هرحال رادار اي/ ان اي دبليوجي۹ اين هواپيما فعال است و اف - ۱۴ هاي ايران مي توانند موشك هاي ام آي ـ۹ سايدوايندر و اي اي ام ـ۷ اسپاروو را شليك كنند. بيشتر اف ـ ۱۴ هاي ايران با دو موشك سايدوايندر و چهار اسپاروو پرواز مي كنند. پس از پايان جنگ تحميلي، ايران پروژه هاي موفقيت آميزي را انجام داده است كه از آنها مي توان افزايش برد رادار اي دبليوجي ـ۹ و استفاده از آرـ۷۳ اي اي ام و چندين موشك هوا به زمين ديگر در هواپيما نام برد. همچنين ايران به سختي بر روي پروژه ساخت موشك فينيكس در داخل كشور كار مي كند.
اف ـ۴ فانتوم
پيش از انقلاب اسلامي، ايران در ميان كشورهاي خارجي (خارج از آمريكا) داراي بيشترين تعداد اف ـ۴ فانتوم بود. ايران اولين بار در سال ۱۹۶۷ خواستار خريد اف ـ۴ دي شد. از اين هواپيماها در چندين عمليات ناموفق عليه هواپيماهاي ميگ ـ۲۵ شوروي كه در قلمرو هوايي ايران جاسوسي مي كردند، استفاده شد. (بعدها با خريد هواپيماهاي اف ـ۱۴ و آزمايش موفقيت آميز آنها در ارتفاعات بالا اين پروازهاي دست اندازانه شوروي قطع شد.) اولين عمليات موفقيت آميز اين هواپيماها در سال ۱۹۷۵ انجام شد؛ عملياتي كه بنا به درخواست سلطان نشين عمان و برضد شورشيان اين كشور انجام شد.
پس از انقلاب و تحريم تسليحاتي ايران از سوي آمريكا، اين كشور از تحويل ۱۶ آراف ـ۱۴اي و ۳۱ اف ـ ۱۴اي به ايران سرباز زد و اين هواپيماها هرگز به ايران تحويل داده نشدند.
ايران با وجود تحريم گسترده غرب توانست در جنگ اين هواپيماها را با اتكا به توان داخلي و تهيه قطعات موردنياز از كانال هايي به جز آمريكا در بهترين توان رزمي نگه دارد.

در آغاز جنگ تحميلي بر ضد كشورمان در ۳۱ شهريور ۱۳۵۱ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) نيروي هوايي ايران بيشترين نقش دفاعي و همزمان تهاجمي را عليه عراق داشت و بازوي پرتوان اين نيرو هواپيماهاي اف ـ۴ فانتوم بودند كه پيروزي هاي نيروي هوايي و نقش موثر آن تا حد زيادي به اين هواپيماها بستگي داشت. اين جنگنده بمب افكن كاركشته افسانه اي بدون شك ستاره جنگ تحميلي بوده است. فانتوم تمام عمليات هاي محوله اعم از تك هاي سبك و بمباران هاي عمقي در خاك دشمن را به بهترين نحو انجام مي داد.



اين هواپيماها از سوي متخصصان داخلي به اين قابليت دست يافته اند كه موشك هاي ضد راديويي كي اچ ـ۵۸ را به همراه سيستم كمكي هدف يابي حمل و شليك كنند، از ديگر موشك هايي كه به لطف اقدامات متخصصان داخلي توسط اف ـ۴ حمل و شليك مي شوند مي توان به آرـ۷۳ و پي ال ـ۷ كه موشك هاي كوتاه برد هوا به هوا هستند، اشاره كرد. از ديگر اقدامات متخصصان داخلي مي توان دوبرابر كردن برد رادار 
اي پي كيو ـ۱۲۰ و اضافه كردن سيستم خودكار هدف ياب به اين جنگنده بمب افكن اشاره كرد.
اف ـ۵ تايگر
اولين نيروي هوايي دنيا كه اف ـ۵اي را دريافت كرد نيروي هوايي ايران بود. در بين سال هاي دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نيروي هوايي ايران به بزرگترين و مجهزترين نيروي هوايي منطقه (نيروي هوايي) اولين اسكادران از اين هواپيما به تعداد ۱۳ فروند را اوايل فوريه ۱۹۶۵ به خدمت گرفت. در آن تاريخ ۱۱ فروند اف ـ۵اي و دو فروند اف ـ۵بي در پايگاه يكم شكاري در مهرآباد جايگزين اف ـ۸۴ تاندرجت شدند تا نقش تهاجمي نيروي هوايي را برعهده بگيرند.

اف ـ۵اي هاي ارتش ايران به استانداردهاي بالا تجهيز شده بودند، اين تجهيزات پيشرفته سيستم ناوبري آنبرد ليتون و كامپيوتر مركزي تسليحات بود. در آن زمان ايران مدل هاي قبلي اف ـ۵ (اف ـ۵اي و بي)را به كشورهاي يونان، تركيه، اتيوپي، ويتنام جنوبي و اردن فروخت، اما چند فروند براي انجام پروازهاي تمريني در ايران نگه داشته شدند.
با شروع جنگ و متعاقب آن تحريم تسليحاتي غرب عليه ايران، ايران به دليل عدم توانايي خريد قطعات و لوازم يدكي به سرعت در حال از دست دادن تعداد هواپيماهاي عملياتي خود بود. اما بعدها كه ايرانيان به پيشرفت هاي زيادي در صنايع هوايي دست يافتند، خود به ساخت و تهيه قطعات موردنياز براي تعمير و عملياتي نگه داشتن اين هواپيماها زدند ايران در پروژه اي به نام »افق« اين هواپيماها را به روز كرده است از جمله مي توان به دوبرابر كردن برد رادار اي پي كيو ـ۱۵۹ و سواركردن سيستم پرتاب موشكي پي ال ـ،۷ اي اي ام ـ۹ پي سايدوايندر و آرـ۶۰ آميدز اشاره كرد. به هرحال عمر عملياتي اين جنگنده ها كه در كنار اف ـ۴ به افسانه هاي فراموش نشدني جنگ تبديل شدند رو به پايان است و ايران به دنبال جايگزيني براي آنهاست.
اف۸۶/ سي ال ـ۱۳
كمي پس از اين كه نيروي هوايي ايران هم به دنياي «عصر جت» پيوست (اولين جت هاي ايران تي ـ۳۳ و اف ـ۸۴ بودند) نيروي هوايي آماده مي شد كه جت هاي پيشرفته تر اف ـ۸۶ اف را خريداري كند در ۱۴ آوريل ۱۹۶۰ ايران اولين اسكادران اف ـ۸۶ اف خود را دريافت كرد. خلبانان اين هواپيما از خلبانان پيشكسوت اف ـ۸۴ انتخاب شده بودند و اين اسكادران در پايگاه يكم شكاري در مهرآباد مستقر شد. از اف - ۸۶ براي كمك به سازمان ملل متحد براي مقابله با شورشيان كنگو در سال ۱۹۶۳ استفاده شد.
سي ال - ۱۳ ورژن كانادايي هواپيمايي اف-۸۶ است. تفاوت اين دو در موتورهاي آنان است. در دهه ۱۹۶۰ در حدود ۹۰ فروند سي ال ـ۱۳ به ايران فروخته شد.
اف - ۸۴
اف - ۸۴ اولين هواپيماي جت نيروي هواپيمايي ايران بود. اولين تاندر جت در ماه مي ۱۹۵۷ به ايران تحويل داده شد و كلاً حدود ۱۴۰ فروند از اين هواپيما خريداري شد. هيچ كدام از آن هواپيماها ديگر مورد استفاده قرار نمي گيرند.
ميگ - ۲۹ فالكروم
در اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادي ايران ۲۴ فروند ميگ ـ ۲۹ اي/ يوبي از روسيه تحويل گرفت. اين هواپيماها كه در دو دسته به ايران تحويل داده شدند براي تجهيز دو اسكادران در نظر گرفته شدند. در سال ۱۹۹۱ چهار ميگ ۲۹ سابق عراقي هم به اين هواپيماها اضافه شدند. ايران دوباره از روسيه درخواست خريد ميگ ۲۱ كرد اما به دليل انجام توافقاتي بين روسيه و آمريكا روسيه ديگر حاضر به فروش تسليحاتي در اين سطح به ايران نبود. اين هواپيماها با تغييراتي ناشناخته در سيستم هاي آيونيك در تبريز اورهال شدند. همانند ديگر ميگ ۲۹ هايي كه روسيه به ديگر كشورها مي فروخت اين هواپيماها هم فاقد توانايي حمل تانك سوخت زيربال بودند.
اما چند سال قبل نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران طي پروژه اي به نام «خورشيد» توانست ميگ ۲۹ هاي خود را با يك تانك سوخت خارجي ۴۵۰ ليتري مجهز كند. ميگ۲۹ يوبي براي انجام تمرينات و مانورهاي بسيار پيشرفته مورد استفاده قرار مي گيرد. پايگاه هاي دارنده اين هواپيماها تهران و تبريز هستند.

در سال ۲۰۰۳ ، ۲۴ مدل پيشرفته ميگ ـ۲۹ سفارش داده شده اند كه چند فروند از آنها دريافت شده اند و مابقي در پروسه اداري تحويل قرار دارند. تايپ اين هواپيما معلوم نيست اما احتمال داده مي شود ميگ ـ۲۹ اس ام تي يا ميگ ـ۲۹ ام يك باشند و يا حتي ميگ ـ۲۹ سري دو.
صاعقه۸۰
صاعقه ۸۰ يك جنگنده دوپره پيشرفته دو نفره است كه بر پايه كلاس واي اف ـ۱۷/ اف ـ۱۴ ساخته شده است. اين هواپيما تقريباً به صورت كامل توسط صنايع هواپيماسازي ايران (هسا) ساخته شده است.
شفق
جنگنده پيشرفته شفق تحت نظارت وزارت دفاع ايران و در مجموعه دانشگاه هوانوردي كه جزيي از دانشگاه صنعتي مالك اشتر ـ يكي از بزرگترين مراكز طراحي ايران ـ ساخته شده است. شفق يك هواپيماي مافوق صوت است كه از مواد جاذب امواج راداري ساخته شده است و وزني معادل پنج هزار كيلوگرم دارد.
طراحي شفق يكي از پيچيده ترين طراحي هاي موجود است كه حالتي منحصربه فرد به آن داده است. موتور كليوف آردي ۳۳ اوليه براي شفق انتخاب شده است و صندلي اجكت آن هم توسط روسيه تهيه شده است. اين هواپيما چند تايپ مختلف دارد كه مدل دو نفره آموزشي، دو نفره هجومي و يك نفره هجومي را شامل مي شود. شفق را مي توان مهم ترين دستاورد ارتش جمهوري اسلامي ايران در ساخت هواپيما دانست.
اف ـ ۷ ايرگارد
در اواخر دهه ۸۰ قراردادي بين ايران و آلمان شرقي منعقد شد كه طي آن ايران از اين كشور چند فروند ميگ ـ ۲۱ پي اف و ميگ ـ ۲۱ يو دريافت مي كرد. با اتحاد دو آلمان اين قرارداد هم منتفي شد. گفته مي شود كه دو فروند هواپيماي دو نفره از اين هواپيماها به ايران رسيده اند ولي اين كه آيا پس از آن به پرواز درآمده اند يا نه مشخص نيست، بقيه هواپيماها اوراق شدند. به جاي اين قرارداد در اواخر دهه ۸۰ و اوايل دهه ۹۰ ايران چند فروند هواپيماي اف ـ ۷ ام و اف تي ـ ۷ از چين خريداري كرد. دليل اصلي خريد چنين هواپيماهايي قيمت پايين و تكنولوژي ساده آنها بود. اين هواپيماها بعدها در چند نمايشگاه هم به نمايش درآمدند و از آنها در كارهاي مختلفي نظير هدف استفاده مي شود.
منبع کمکی:aerospacetalk
منتظر نظراتتون هستیم![]()
سپهبد نادر جهانبانی
سال 1322 براي خلباني به روسيه رفت و از دانشگاه با درجه ستوان يكم ارشد فارغ التحصيل شد و به نيروي هوايي پيوست
سال 1336 براي گذراندن دوره جت به آلمان رفت و بعد از بازگشت معلم خلبان يگانهاي شكاري شد .پس از ورود F-84 ها و F-86 ها كار تشكيل تيم آكروجت را آغاز كرد و پدر آكروجت ايران محسوب ميشه
حتما شما هم شنيديد كه با اف-5 از زير پل كارون رد شد.
خدا به اين عراقيها رحم كرد ... يك بار هم قبل از انقلاب با 1 اف-5 براي بستن دهن صدام تو فرودگاه نظامي بغداد چرخ هواپيما رو زد زمين و برگشت.اون بدبختا هم از ترسشون فقط نگاه ميكردن. يه بارم با هواپیمای F-86 از زير پل راه آهن در خوزستان رد شد .
سپس به درجه ی سپهبدی رسید و در سال ۱۳۵۷ توسط رژیم جدید به شهادت رسید.
روحش جاوید باد در مینو.![]()


تصاوير و مطالب گروه تاج طلايي Golden Crown Team ایران
اعضاي تيم آكروجت ت ا ج طلايي در ادوار مختلف:::
1958 (1337) 4 Ship F-84G Thunderjet
(Maj. Nader Jahanbani (Leader
Gen. Mohammad Khatami
Capt. Siamak Jahanbini **Was involved in fatal crash.
1st Lt. Abdolhosain Minousepehr
(Capt. Amirhossain Rabii (Alternate
1959 (1338) 9 Ship F-84G Thunderjet
Maj. Nader Jahanbani (Leader
Gen. Mahammad Khatami
Capt. Amirhossain Rabii
Capt. Abdolhosain Minusepehr
Capt. Changiz Makoii
1st Lt. Nader Yousefi
1st Lt. Fariboorz Paywar
1st Lt. Bahman Bagheri
1st Lt. Asghar Imanian
In 1959 this team also had 3 Joint Air Shows two with U.S.A.F. Team
(4 Ship F-100) and one with Italian Air Force Team (6 Ship F-86).
1960 (1339) 6 Ship F-84G Thunderjet
Maj. Nader Jahanbani (leader)
Capt. Abdolhosain Minusepehr
Capt. Bahman Bagheri
Capt. Fariboorz Paywar
Capt. Asghar Imanian
1st Lt. Ayat Mohagheghi
1st Lt. Nader Yousefi
Team had a joint Air Show With U.S.A.F. Team (4 Ship F-100)
1961 (1340) 6 Ship F-86 LeSabre
Maj. Nader Jahanbani (leader)
Capt. Abdolhosain Minusepehr
Capt. Bahman Bagheri
Capt. Fariboorz Paywar
Capt. Asghar Imanian
1st Lt. Ayat Mohagheghi
1st Lt. Nader Yousefi
In 1961 this team also had 3 Joint Air Show with U.S.A.F. (4 Ship F-100)
Royal Air Force (12 Ship Hunter) and France (12 Ship Mister 4)
1962 (1341) 6 Ship F-86 LeSabre
Maj. Nader Jahanbani (leader)
Capt. Abdolhosain Minusepehr
Capt. Ayat Mohagheghi
Capt. Bahman Bagheri
Capt. Fariboorz Paywar
Capt. Asghar Imanian
Capt. Nader Yousefi
1963 (1342) 4 Ship F-86 LeSabre
Maj. Amirhossain Rabii (Leader)
Capt. Bahman Bagheri
Capt. Fariboorz Paywar **Was involved in fatal crash.
Capt. Asghar Imanian
Capt. Nader Yousefi
Team started as a 6 Ship But 1St.Lt. Ghasem Farajwan and 1st .Lt.Esmaeel Memari were involved in a fatal crash during the AcroJet practices.
1964 (1343) 5 Ship F-86 LeSabre
Capt. Abdolhosain Minusepehr (Leader)
Capt. Bahram Hooshyar
Capt. Ali Ghasemian
Capt. Nosrat Abdoulahifard
1st Lt. Mohsen Poursaba
1965 (1344) 5 Ship F-86 LeSabre
Maj. Abdolhosain Minusepehr (Leader)
1st Lt Bahram Hooshyar
1st Lt.Ali Ghasemian
1st Lt. Mohsen Poursaba
1st Lt. Nosrat Abdoulahifard
1966 (1345) 5 Ship F-86 LeSabre
Maj. Abdolhosain Minusepehr (Leader)
Capt. Bahram Hooshyar
Capt. Mohsen Poursaba
Capt. Nosrat Abdoulahifard ***
1st Lt. Heydar Safari
***Prior to the show Capt. Abdoulahifard's F-86 was involved in a bird strike resulting the pilot to eject.
1967 (1346) 5 Ship F-86 LeSabre
Capt. Bahram Hooshyar (Leader)
Capt. Nosrat Abdoulahifard
Capt. Mohsen Poursaba
1st Lt. Mahmoud Basirian
1st Lt. Heydar Safari
1968 (1347) 5 Ship F-5A Freedom Fighter
Maj. Amirhossain Rabii (Leader)
Capt. Nader Yousefi
Capt. Vahid Kimiagar
Capt. Asghar Imanian
Capt. Nosrat Abdoulahifard
1969 (1348) 6 Ship F-86 LeSabre
Gen. Nader Jahanbani (Leader)
1st Lt. Mahmoud Imanian
1st Lt. Javad Rajabian
1st Lt. Fereydoun Izadseta
1st Lt. Siawash Mokfi
1st Lt. Masoud Teymouri **Was involved in fatal crash.
1st Lt. Asghar Abrishamian
1970 (1349) 5 Ship F-86 LeSabre
Capt. Bahram Hooshyar (Leader)
Capt. Mahmoud Imanian
Capt. Javad Rajabian
Capt. Siawash Mokfi
Capt. Asghar Abrishamian
1971 (1350) 6 Ship F-5A Freedom Fighter
Maj. Ayat Mohagheghi (Leader)
Capt. Habib Masoudi
Capt. Masoud Yasaee
1st Lt. Manoochehr Khalili
1st Lt. Jalal Payami
1st Lt. Houshang Aghasibake
1st Lt. Esmaeel Ghayour **Was involved in fatal crash.
2nd Lt. Farhad Nassirkhani
1972 (1351) 5 Ship F-5A Freedom Fighter
Maj. Ayat Mohagheghi (Leader)
Capt. Manoochehr Khalili
Capt. Habib Masoudi
Capt. Jalal Payami
Capt. Houshang Aghasibake
1st Lt. Farhad Nassirkhani
1973 (1352) 6 Ship F-5A Freedom Fighter
Maj. Vahid Kimiagar (Leader)
Capt. Manoochehr Khalili
Capt. Habib Masoudi
Capt. Jalal Payami
Capt. Houshang Aghasibake
Capt. Mahmoud Imanian
Capt. Farhad Nassirkhani
Also had a joint Air Show With U.S.N. Blue Angeles in Tehran
1974 (1353) 6 Ship F-5A Freedom Fighter
Capt. Mahmoud Imanian (Leader)
Capt. Manoochehr Khalili
Capt. Habib Masoudi
Capt. Jalal Payami **was involved in fatal crash during AcroJet practice.
Capt. Houshang Aghasibake
Capt. Farhad Nassirkhani
1975 (1354) 6 Ship F-5A Freedom Fighter
Capt. Manoochehr Khalili (Leader)
Capt. Farhad Nassirkhani
Capt. Nosrat Dehkharghani
Capt. Yadollah Javadpour
1st Lt. Asdolah Akbari
1st Lt. Masoud Kakwan
1st Lt. Amin Bolghand
1st Lt. Kazem Zarifkhadem
1st Lt. Ghassem Golparwar
In this year Gen. Khatami one of the pioneers in IIAF Golden Crown and a major factor in bringing IIAF to a modern era was involved in a fatal Kite Accident.
The IIAF personal will always value his efforts
1976 (1355) 7 Ship F-5E Tiger II
Maj. Manoochehr Khalili (Leader)
Capt. Farhad Nassirkhani
Capt. Nosrat Dehkharghani
Capt. Yadollah Javadpour
Capt. Ghassem Golparwar
1st Lt. Asdolah Akbari
1st Lt. Masoud Kakwan
1st Lt. Amin Bolghand
1st Lt. Kazem Zarifkhadem
1st Lt. Masoud Mostofi
In this Year the Golden Crown was invited to Paris Air Show.
1977 (1356) 8 Ship F-5E Tiger II
Maj. Manoochehr Khalili (Leader)
Capt. Farhad Nassirkhani
Capt. Nosrat Dehkharghani
Capt. Yadollah Javadpour
Capt. Ghassem Golparwar
Capt. Asdolah Akbari
Capt. Amin Bolghand
Capt. Masoud Mostofi
1st Lt. Masoud Kakwan
1st Lt. Kazem Zarifkhadem
1978 (1357) 8 Ship F-5E Tiger II
Maj. Manoochehr Khalili (Leader)
Maj. Farhad Nassirkhani
Capt. Nosrat Dehkharghani
Capt. Yadollah Javadpour
Capt. Ghassem Golparwar
Capt. Asdolah Akbari
Capt. Amin Bolghand
Capt. Masoud Mostofi
Capt. Masoud Kakvan
Capt. Kazem Zarifkhadem
Capt. Yadolah Sharifi Rad







در جستجوی زنجيره هاي برخوردي
اکامپو و همکارانش این دهانه را در سال ۱۹۹۶ کشف کردند. دهانه ی اصلی ، جنوب Aorounga سر از شنزار برآورده و حتی از داخل هواپیماها و ماهواره ها نیز دیده می شود از این رو سالهاست که شناخته شده است.اما دومین و شاید سومین دهانه در زیرشنها مدفون شده اند و تا هنگامی که رادار سوار بر شاتل فضایی ( SIR-C ) در اعماق زمین نفوذ کرده و خطوط ناهموار حاشیه ی آنها را آشکار کرد، در زیر پوشش شنی زمین پنهان مانده بودند.
به گفته ی اکامپو زنجیره های برخوردی اینجا روی زمین کمیابند، اما در نقاط دیگر منظومه ی شمسی پدیده ای متداول محسوب می شوند.
فضاپیمای ویجر ۱(http://www.spacetoday.org/SolSys/Voyagers20years.html) ناسا در سال ۱۹۷۹ نخستین زنجیره ی برخوردی را کشف کرد. وقتی که کاوشگر از کنار کالیستو قمر مشتری می گذشت، دوربین ها خطی از دهانه های برخوردی را ثبت کردند. ( دست کم ۱۵ مورد که با فواصل یکسانی قرار گرفته بودند ) گویی کسی با مسلسل سطح کالیستو را بمباران کرده بود. سرانجام ۸ زنجیره روی کالیستو و سه تای دیگر روی گانیمد کشف شدند.
درابتدا علت پیدایش این دهانه ها که زنجیر وار کنار هم شکل گرفته اند یک معما بود. آیا آنها بر اثرفعالیت های آتشفشانی شکل گرفته اند ؟ و یا برخوردهای متوالی یک سیارک با سطح موجب به وجود آمدن آنها شده است؟!
مانند سنگی که به سطح برکه ای پرتاب می شود و چندین بار از روی سطح آب خیز بر می دارد. این حدس ها هم چنان ادامه داشت تا اینکه با کشف دنباله دار شومیکر لوی ۹ در سال ۱۹۹۳ راز زنجیره های برخوردی نیز برملا شد. شومیکر لوی ۹ یک دنباله دار نبود بلکه ریسمانی مرواریدی متشکل از ۲۱ تکه بود که یک سال پیش از کشف آن، گرانش مشتری انسجام هسته اصلی را از هم گسیخته و آن را تکه تکه کرده بود.
اما شومیکر لوی پس از تکه تکه شدن چندان عمر نکرد و یک سال بعد در پی انتقام جویی از غول منظومه ی شمسی به آن برخورد کرد و رصدگران شاهد انفجار مهیبی در جو مشتری بودند. اکنون به راحتی می توان تصور کرد که اگر مشتری سطحی جامد داشت چه پیش می آمد، برخوردهای پیاپی تکه های دنباله دار، زنجیره ای از دهانه های برخوردی را بر چهره ی او می آفریدند!
از آن پس اخترشناسان پی بردند که دنباله دارهای تکه تکه و توده ی سیارک های خرد شده را می توان به فراوانی در منظومه ی شمسی یافت. دنباله دارها به نسبت راحت تر تکه تکه می شوند؛ نور خورشید به تنهایی می تواند هسته ی سست آنها را از متلاشي كند و همچنین شواهدی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود نشان از آن دارند که بسیاری از سیارک های به ظاهر جامد در واقع مجموعه ای از خرده سنگ ها و غبارند که نیروی گرانشی ضعیفی آنها را به هم پیوند داده است.
در سال ۱۹۹۴ دو محقق به نام های Jay Melosh و Ewen Whitaker از یافتن دو زنجیره ی برخوردی روی ماه خبر دادند، یکی از آنها روی سطح دهانه ی Davy قرار گرفته و بسیار تماشایی است، خطی از ۲۳ جای آبله گون که قطر هر یک حدود چند مایل است. این مسأله ثابت می کند که زنجیره های برخوردی در مجموعه ی زمین و ماه نیز وجود دارند... ولي اين دهانه ها كجاي زمين قرار دارند؟؟
زمین تمایل دارد که دهانه های برخوردی اش را پنهان کند. باد و باران آنها را می فرساید، رسوب ها آنها را پر می کنند و سرانجام جابجایی صفحه های تکتونیک آنها را کاملاً از روی پوسته پاک می کنند. بنابراین طبیعی است که تاکنون تنها ۱۷۴تا از آنها کشف شده باشد. اما بر روی ماه فرسایشی نیست و میلیونها اثر برخوردي به خوبی باقی مانده اند.
اخترشناس آماتور Emilio Gonzalez در مارس ۲۰۰۶ تکنیکی جدید را در کشف زنجیره های برخوردی زمین به کار برد. وی توضیح می دهد که از Google Earth استفاده می کند، نقشه ای دیجیتالی از سیاره مان که محصول کنار هم چیدن تصاویر ماهواره ای است. Gonzalez ابتدا به سراغ دهانه ی برخوردی Kebira ، بزرگترین دهانه ی Sahara رفت که یافتن آن بسیار ساده بود. دقایقی بعد هنگامی که روی مرز لیبی و چاد به جستجوی بیشتر می پرداخت دو دهانه ی جدید پیدا کرد.
هر دوی آنها دارای حلقه های متعدد و یک قله ی مرکزی بودند، نمایی از یک برخورد پرانرژی که Gonzalez از یافتن آن بدین سادگی شگفت زده شده بود. آن دو به طور باورنکردنی هم رده ی دهانه ی Aorounga به فاصله ی ۲۰۰ کیلومتر دورتر قرار دارند. اکامپو شک دارد که این دهانه های جدید با Aorounga ارتباطی داشته باشند، زیرا چنین به نظر می رسد که هم سن نباشند. اما دلیلی برای رد اين نظر نيست.
برای اثبات اینکه یک دهانه برخوردی یا آتشفشانی است، محققان باید در محل آن به جستجوی نشانه های فرازمینی از قبیل تکه های مخروطی و مواد معدنی که تحت فشار و گرمای شدید بوده اند بپردازند. و با تخمین عمر دهانه ، آن را به عنوان جزئی از یک زنجیره و یا یک برخورد مستقل مشخص کنند.
اکامپو معتقد است که تاریخ زمین با این برخوردها شکل می گیرد و زنجیره های برخوردی اطلاعات مهمی را در اختیار ما قرار می دهند. بنابراین تحقیقات بر روی زنجیره های برخوردی هم چنان ادامه دارد.
تمديد ماموريت سوهو تا پايان ۲۰۰۹
در طول دو سال آينده ، ۵ سفينه ي ديگر براي رصد نزديک از خورشيد ،به سوهو اضافه خواهند شد.دو مورد از اين سفينه ها به نام هاي Solar B و Proba-۲ توسط سازمان فضايي اروپا فرستاده خواهند شد.جفت سفينه هاي STEREO و همچنين سفينه ي مدارگرد "ديناميک خورشيدي" (Solar Dynamics Orbiter) توسط ناسا در سال ۲۰۰۸ به فضا پرتاب خواهند شد.
براي اطمينان از آنکه سوهو اهميت و اعتبار خود را در بين اين سفينه هاي جديد از دست ندهد ،سازمان فضايي اروپا (ESA) سرمايه گذاري جديدي را براي تمديد ماموريت اين سفينه آغاز کرده است.از زمان پرتاب سفينه ي سوهو ،اين رصدخانه تصاوير بي نظيري از خورشيد براي دانشمندان فراهم آورده است.اختصاص بودجه ي جديد براي اين رصدخانه ي فضايي ،اين امکان را فراهم مي سازد تا سوهو ،ماموريت خود را از آوريل ۲۰۰۷ تا دسامبر ۲۰۰۹ ادامه دهد.
با وجود آنکه اين مجموعه بيش از ده سال به رصد خورشيد پرداخته است ،کماکان به کار خود ادامه داده و فعاليت هاي خورشيدي را به دقت زير نظر دارد.اين نگاه دقيق به نزديک ترين ستاره به ما يعني خورشيد ،به منجمين امکان مي دهد تا درون خورشيد را از طريق ثبت امواج لرزه اي سطح آن ،به دقت مطالعه و بررسي کنند.
در طول سال هاي ماموريت سوهو ،بيش از ۲۳۰۰ دانشمند از اطلاعات اين رصدخانه براي انجام و تکميل تحقيق و پژوهش خود استفاده کرده و بيش از ۲۴۰۰ مقاله ي علمي در نشريات علمي معتبر به چاپ رسانده اند.در طي دو سال اخير ،به طور متوسط در هر روز يک مقاله ي علمي که در آن از اطلاعات دريافتي سوهو استفاده شده ،منتشر گرديده است.
"برنهارد فلک" (Bernhard Fleck) محقق پروژه ي سوهو مي گويد:«ادامه ي ماموريت سوهو ما را قادر مي سازد تا موقعيت و اهميت اين پروژه را به عنوان مهم ترين کاوش در تاريخ فيزيک خورشيدي تثبيت کنيم.اين سفينه تا پايان ماموريت خود مي تواند اقدامات بسيار مفيدي را انجام دهد».
در طول دو سال آينده ،۵ سفينه ي ديگر به سوهو اضافه خواهند شد.سفينه ي Solar B که توسط "آژانس اکتشافات هوافضاي ژاپن" (ISAS/JAXA) ساخته شده ، اواخر امسال با همکاري سازمان فضايي اروپا به فضا پرتاب خواهد شد.سازمان فضايي اروپا در ازاي استفاده از اطلاعات دريافتي اين سفينه ،اجازه ي استفاده از ايستگاه و تلسکوپ زميني "سوالبارد" (Svalbard) در نروژ را به آژانس اکتشافات هوافضاي ژاپن خواهد داد.
در سال آينده ،سازمان فضايي اروپا ،سفينه ي "پروبا-۲" را نيز به فضا خواهد فرستاد.اين سفينه که ابزار هاي بسيار پيشرفته خورشيدي را با خود به همراه مي برد ،نمايشي از تکنولوژي پيشرفته ي سازمان فضايي اروپاست.پروبا همچنين ،دوربيني به همراه خواهد داشت که مکمل دوربين EIT در سفينه ي سوهو محسوب مي شود.در حالي که دوربين EIT بر سرچشمه ي فوران هاي خورشيدي و تحولات اوليه آنها تمرکز دارد ،دوربين پروبا ،اين فوران ها را در فضا دنبال کرده و به دقت تحت نظر مي گيرد.
از طرفي ديگر ،امسال ،سازمان فضايي آمريکا ،ناسا، جفت سفينه هاي خورشيدي STEREO را در مدار قرار خواهد داد و پس از آن در سال ۲۰۰۸ سفينه ي مدارگرد "ديناميک خورشيدي" را به فضا خواهد فرستاد.سفينه هاي خورشيدي جديد ناسا (سه فضاپيماي ذکر شده) ،بر خلاف تصور عموم، نه تنها باعث متروک شدن سوهو نخواهند شد ،بلکه از آن به عنوان يکي از مهم ترين اعضاي اين تيم استفاده خواهند کرد.سوهو وظيفه ي تامين تصاوير را از نقطه ديد سوم براي کمک به تجزيه و تحليل رصد هاي سفينه هاي STEREO بر عهده دارد.همچنين تاج نگار سفينه ي سوهو هنوز بي نظير باقي خواهد ماند.اين ابزار قادر است تا با حذف نور شديد خورشيد از ديد خود ،لايه ي بسيار نازک بيروني جو اين ستاره را به دقت بررسي کند.
"هرمان اوپگنورت" (Hermann Opgenoorth) رئيس بخش ماموريت هاي منظومه شمسي در سازمان فضايي اروپا مي گويد:«در سال آينده ،ناوگاني از سفينه هاي فضايي در حال مطالعه و بررسي خورشيد خواهند بود». اين اتفاق همچنين باعث پيشرفت پروژه اي عظيم به نام "زندگي جهاني با يک ستاره" خواهد شد.اين پروژه بلند مدت ،همکاري بين المللي دانشمندان خورشيد شناس و فيزيک دان براي مطالعه و بررسي خورشيد و اثرات آن بر زمين و ديگر سيارات منظومه شمسي است.
پروژه ي "زندگي جهاني با يک ستاره" در نهايت به پرتاب "مدارگرد خورشيد" توسط سازمان فضايي اروپا در سال ۲۰۱۵ منجر خواهد شد.اين سفينه در سفر خود به نزديکي خورشيد خواهد رفت و نگاه بسيار دقيقي را از نزديک بر قلب منظومه شمسي ما و حوادث و اتفاقات درون آن خواهد افکند.
B-2 شبح پرنده.بمب افکن سنگین استراتژیک
با پیشرفت صنایع نظامی مخصوصا در کشور های صاحب این صنایع مدتهاست که بحث حفاظت راداری مطرح شده و بسیاری از کشورها برای مراقبت از فضای هوایی کشورشان از رادار استفاده میکنند و در این میان با پیشرفت تکنولوژی خود این کشور های صاحب صنعت برای عبور از همین وسیله دفاعی ساخته دست خودشان به هواپیماهای رادار گریز روی آورده اند !
نمونه اینگونه هواپیما ها بسیار است اما یک نمونه خوب ، موفق و بسیار معروف از تیره اینگونه هواپیماها بمب افکن معروف و شناخته شده B-2 معروف به شبح است . این بمب افکن نه تنها به خاطر رادار گریز بودنش بلکه به خاطر بسیاری از فاکتور ها و ویژگی های حائز اهمیت و منحصر به فردش به عنوان یکی از طرح های بسیار موفق قرن بیستم به شمار میرود .
در زیر توضیحی کوتاه و اجمالی در مورد این پرنده میخوانیم .

هواپيماي بمب افكن چندمنظوره سنگين B-2 ملقب به شبح ( Spirit ) توانايي حمل تسليحات اتمي و غيراتمي را دارد وهمچون بمب افكن هايي چون B-52 وB1-B با فناوري رادارگريزي ( Stealth ) بدون دیده شدن توانايي حمله به تمامي نقاط حساس و استراتژيك دشمن را داراست.

برنامه ساخت آن از سال ۱۹۸۱ ميلادي در آمریکا آغاز شد و نيروي هوايي ایالات متحده سرانجام اين طرح را در ۱۹۸۷ مورد تاييد قرار داد و دستور ساخت ۱۳۲ فروند هواپيماي عملياتي را صادر كرد. اما بعد از فروپاشی شوروی سابق نیاز به ساخت این تعداد ، از هواپیمایی چنین گران قیمت بیهوده دیده شد و قرار بر ساخت تنها ۲۰ فروند هواپيماي عملياتي به علاوه يك هواپيماي آزمايشي گذاشته شد. اولين بمب افكن B- 2 در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۸۸ در پایگاه چهل و دوم نيروي هوايي آمريكا واقع در پالمديل ساخته شد. اولين پروازش نيز در ۱۷ جولاي سال ۱۹۸۹ با همكاري مركز تست پروازي ادواردز (پايگاه نيروي هوايي ادواردز آمريكا (EAFB)) انجام شد.
برای اولین بار این هواپیمای اسرار آمیز در ۲۲ نوامبر ۱۹۸۸ ميلادي در آشيانه پالمدیل كاليفرنیا ( Palmedale California ) به نمایش عمومی گذاشته شد.
پايگاه نيروي هوايي وايت من ( Whiteman ) اولين پايگاهي بود كه در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۳ ميزبان يك B-2 عملياتي بود .
براي ساخت این غول آهنی بسياري از شركت هاي توانمند و معتبر هواپيماسازي با يكديگر همكاري داشتند، از قبيل شركت نورثروپ گرومن ( Grumman )، بوئينگ ( Boeing )، گروه سيستم هاي راداري هاگز ( Hughes ) و شركت موتورسازي جنرال الكتريك . (GE)
البته در بين تمامي اين شركت ها نورثروپ گرومن نقش اصلي را به عهده داشت و به عنوان پیمانکار اصلی ساخت این هواپیما شناخته میشد و بقیه شرکتها در طراحی و یا ساخت قسمتهایی از این پرنده با نورثروپ گرومن همکاری داشتند .
بخش آموزشي هاگز هم وظيفه آموزش و تعليم خلبانان B-2 را به عهده داشت.
نيروي هوايي آمريكا ساخت هواپيماهاي B-2 را در سه گروه جدا درخواست كرد كه به گروه هاي ۱۰،۲۰ و ۳۰ معروف شدند.
ابتدا ۶ هواپيما تست و ۱۰ فروند هواپيما در گروه ۱۰، 3 فروند در گروه ۲۰ و ۲ فروند در گروه ۳۰ ساخته شد. طراحي هواپيماهاي هر گروه با ديگري نسبتاً فرق داشت زيرا قرار بود هر كدام وظيفه خاصي را انجام دهند.
گروه Block 10) ۱۰) : هواپيماي موجود در اين گروه آماده براي نبردهاي محدود و بدون هيچ لانچري براي پرتاب موشك هاي هدايت شونده بودند و تنها قادر به حمل بمب هاي ۲۰۰۰ پوندي MK-84 و بمب هاي اتمي گرانشي بودند. تمامي هواپيماهاي B-2 كه در گروه ۱۰ هستند در پايگاه هوايي وايت من جاي دارند.
گروه ۲۰ : (Block 20) هواپيماهايي بودند كه توانايي حمل هر دو نوع تسليحات اتمي و غيراتمي را به علاوه موشك هاي هدايت شونده GAM را داشتند. بعدها اين پرندگان به بمب هاي خوشه اي CBU/87/B نيز تجهيز شدند.
گروه ۳۰ : (Block 30) اين هواپيماها از كامل ترين بمب افكن هاي نيروي هوايي به حساب مي آيند. اولين فروند از گروهان ۳۰ در 7 آگوست سال ۱۹۹۷ تحويل داده شد. اين بمب افكن ها نسبت به گروه هاي ۱۰ و ۲۰ بسيار پيشرفته تر بودند و توانايي حمل انواع تسليحات را داشتند و همچنين فناوري رادارگريزي ( Stealth ) در آنها در نهايت دقت و به صورت بهینه انجام شده بود.
اين هواپيما كه بيشتر شبيه یک بال پرنده است توانايي پرواز تا ارتفاع پنجاه هزار پايي و قابليت سوختگيري در آسمان را نيز دارد. با يك بار سوختگيري مي تواند شش هزار مايل دريايي(يك مايل دريايي برابر با ۱۸۵۲ متر است) يعني حدود ۹۶۰۰ كيلومتر را طي كند و اين امر قدرت رسيدن به هر نقطه اي از اين كره خاكي را به او تنها در چندساعت اهدا مي كند. این هواپیما از بالا حالت W شكلي دارد.
اين هواپيما توسط چهار موتور قدرتمند توربوفن شركت جنرال الكتريك با مدل F118-GE-100 تجهيز شده كه تمامي موتورها به صورت دو به دو در داخل بدنه جاي داده شده اند. هركدام از موتورهايش ۱۷۳۰۰ نيوتن نيرو فراهم مي كنند و با چنين نیروی بالاییست که سرعتي نزديك سرعت صوت به دست مي آید. اين موتورها مجهز به سيستم كنترل حرارت هستند تا كمترين حرارت را از خود نشان دهند و رادارهاي حساس حرارتي دشمن نتوانند آنها را به آساني ببينند.
يك رادار بسيار قوي به نام ريثون Ratheon An/APQ-181 بر روی B-2 نصب شده است كه يك رادار چندمنظوره است. اين رادار تمامي تست هاي خود را در پايگاه هوايي ادواردز به خوبي گذرانده است و کاملا مطمئن و قابل اطمینان است. سيستم هاي ناوبري را شركت راكول كالينز ( Rockwell Collins ) طراحي كرده است. سامانه تاكتيكي با مشخصه TCN-250 را ساخته و سيستم كنترل فرود نيز که VIR-130A نام دارد توسط این شرکت طراحی و ساخته شده است كه بسيار دقيق و هوشمند است. تجهيزات ارتباطي را نيز شركت راكول پشتيباني كرده است و حتي يك ماهواره مخصوص ، که مسئوليت کنترل ، هدايت و ارتباط بین تمام بی دو های در حال پرواز در ماموریت های گروهي را به عهده دارد ، توسط این شرکت ( راکول ) برای پشتیبانی بهتر در مدار قرار داده شده است .
این پرنده دو سرنشينه است. خلبان در صندلي سمت چپ مي نشيند و فرمانده عمليات در صندلي راست مستقر مي شود. به همين لحاظ B-2 به نسبت B-1b كه نيازمند فرماندهي چهار خدمه و يا B-52 كه بايد پنج خدمه داشته باشد، پيشرفته تر است. محل سوخت گيري هوايي درست در پشت كابين خلبان قرار دارد و به دليل ديد بسيار كم خلبان ، سوخت گيري در آسمان با B-2 بسيار مشكل است. و از این خصوصیت به عنوان یکی از معایب این پرنده زیبا یاد میکنند .
تمامي مشخصات رادارگريزي ( Stealth ) به صورت پيشرفته در آن به چشم مي خورد. فناوري كم كردن سطح مقطع راداري ( Radar Cross Section ) به گونه اي كاملاً جديد و با همراهی طراحي آيروديناميكي بي نظير B-2 توسط مهندسان نورثروپ گرومن انجام گرفته است. همچنین تمركز خاصي بر مواد جاذب امواج ( Radar Absorbent Material ) در بدنه B-2 ديده مي شود. اطلاعات خاصي از فرمول و چگونگي اين مواد نداريم و فرمولش به صورت سري در بايگاني نيروي هوايي آمريكا نگهداري مي شود و تا کنون نیز فاش نشده است . اين مواد تقريباً تمامي انرژي امواج راداري كه با بدنه برخورد مي كنند را جذب مي كنند و اجازه برگشت به آنها را نمي دهند.
به احتمال خیلی قوی هرچه هست استفاده از نوعي آلياژ خاص در بدنه باعث رنگ سياه اين شبح شده است . چون آنگونه که میدانیم سطح این هواپیما فاقد هر گونه رنگ است .
با چنين وضعيت (حالت هاي خاص رادارگريزي) و ارتفاع پرواز بسيار بالاي آن، كمتر راداري است كه بتواند به راحتي به وجود اين شبح در آسمان پي ببرد و به راستي كه لقب بسيار شايسته اي براي او انتخاب كردند.
هزينه نگهداري اين هواپيماها بسيار بالاست . مواد به كار رفته ، هزينه طراحي ها و سيستمهاي آن به اندازه اي است كه هر فروند از آنها بالاتر از ۲ ميليارد دلار قيمت گذاري شده اند. و این قیمت حدودا معادل قیمت مقداری طلا هم وزن یک هواپیمای بی دو است .
در سال ، ۱۹۹۹ قيمت یک فروند از این هواپیما 2.1 ميليارد دلار اعلام شد.
نکته قابل توجه دیگر اینکه تنها هزینه تحقیقات برای ساخت این هواپیمای قول پیکر چیزی در حدود يك ميليارد و ۵7۶ ميليون دلار بوده است .
درآمد نفتي ايران سالانه حدود ۲۰ ميليارد دلار است كه در اين صورت ، ايران بدون هيچ خرجي در سال تنها قادر به خريد ۱۰ فروند از اين هواپيماي بمب افكن غول پيكر نامرئي است .( البته این هزینه بدون محاسبه هزینه های نگه داری و به پرواز در آوردن این هواپیماست )
نخستین عملیات اجرایی نظامی بی دو عملیاتی در خاک صربستان بود . این شبه فولادین ( یا بهتر بگوییم آلیاژین ) عمليات پروازي ای را كه با هدف تخريب یک سوم خاك صربستان انجام شد با موفقيت کامل به اتمام رساند و سالم به خاك آمريكا بازگشت.این عملیات عملیاتی بدون توقف از پایگاه میسوری آمریکا ( Missouri usaf ) به کزوو و دوباره بازگشت به پایگاه میسوری بود که با موفقیت کامل به انجام رسید .
پس از عمليات كوزوو ، نوبت به پرواز بر فراز آسمان افغانستان رسید و اين ماموريت نيز با رفت و برگشتي بدون توقف و بی هیچ مشکلی به انجام رسید و به اين ترتيب طولاني ترين عمليات B-2از پايگاه وايت من ( White Man ) در ميسوري تا افغانستان به ثبت رسید.
در سال1999 B-2 براي انجام عملياتي ديگر به سوي يوگسلاوي به پرواز درآمد. تنها اشتباه B-2 در اين عمليات منهدم ساختن سفارت چين در بلگراد بود كه که بار دیگر موجب افزایش خصومت چین با آمریکا شد . هر چند فرماندهان عمليات در پاسخگويي درخصوص اين اشتباه «نقشه هاي قديمي شهر» را توجيهي براي انهدام سفارت چين اعلام كردند و با اطمينان به رئيس جمهور آمريكا اعلام كردند كه مشكل اصلاً مربوط به سيستم هاي B-2 نبوده بلكه نقشه هايي كه در اختيار خلبان قرار گرفته، قديمي بود.
اما در مورد جنگ عراق (2003) پیش از آغاز نبرد مسئولان پروازهای بی دو گفته بودند که : فرماندهان نظامي آمريكا مي توانند نهايتاً پس از ۵ ساعت بعد از صدور فرمان خود، پرواز پر رعب و وحشت اشباح را برفراز بغداد مشاهده كنند.
اما در طول این جنگ خبر قابل توجهی از بکار گیری و پرواز این شبه رعب آور بر فراز بغداد از طرف مسعولان آمریکایی منتشر نشد و این بار هم هواپیماهای بی دو برای بار دیگر جای خود را به پدران خود ( b-52 ) دادند .
تنها خبر رسمی مخابره شده محدود به یک مورد میگردد که در آن آمده است :
يک مورد، يک هواپيمای بی-2 آمريکا که از پايگاه خود در ميسوری برخاسته بود تا سفر رفت و برگشت بدون وقفه 34 ساعته به عراق را طی کند، حدود 80 بمب حدودا 250 کيلوگرمی بر يک پايگاه نظامی عراق تخليه کرد
B-2 تمامي تسليحات خود را به صورت داخلي حمل مي كند تا سطح مقطع راداري ( Radar Cross Section ) اش بسيار كم شود. همچنين دو محفظه جداي تسليحاتي هم در وسط بدنه دارد . و توانایی حمل ، بالاي چهل هزار پوند تسلیحات را دارد.
B-2 در آزمايشاتي كه اخيراً انجام داده موفق به پرتاب موشك هاي اتمي B-61 و B-83 شده است. همچنين موشك نفوذي اتمي B61-11 را نيز با موفقيت رها ساخته و بعدها حتي موشك پيشرفته هدايت شونده AGM-129 را نيز با خود حمل كرده است.

در کل در مورد تسلیحات قابل حمل توسط این هواپیما میتوان گفت که این بمب افکن غول پیکر توانایی حمل و بکارگیری :
۱۶ موشك اتمي B61 (موشك اتمي نفوذكننده به عمق زمين ) *
۱۶ موشك اتمي B83 (موشك اتمي سقوط آزاد)
۱6موشك اتمي AGM-129 ACM (موشك اتمي پيشرفته كروز با برد تخميني ۱۵۰۰ مايل) **
۱۶ موشك اتمي AGM-131 SRAM2
80 موشك غيراتمي MK82
16 موشك غيراتمي MK82
36 موشك غيراتمي CBU87
36موشك غيراتمي CBU89
36موشك غيراتمي CBU97
۸ موشك موقعيت ياب GBU27
12 موشك موقعيت ياب JDAM ***
۸ موشك موقعيت ياب - _JSOW 154 AGM
8 موشك موقعيت ياب AGM-137TSSAM
را در خود دارد .
تمامی خلبانانB-2 آموزش دیده موسسه هاگز هستند . مدتی پیش مگ ملوين ديل ( mag Melvin deaile) بهترين خلبان این هواپیما شناخته شد و موفق به دریافت نشان خلبان خارق العاده ( Exceptional Pilot ) گردید .
اين خلبان در جريان حمله به افغانستان توانست به طور متوالی و یک سره و بدون توقف به مدت 44 ساعت با این هواپیما پرواز کند. در این مدت او سوخت مورد نیاز خود را از طریق هوا دریافت میکرد .
او قبلا خلبان B-52 بوده و از سال ۱۹۹۸ شروع به پرواز با B-2 کرده است .
جدول مشخصات :
نام : B_2 spirit
نوع : بمب افکن سنگین چند منظوره استراتژیک
موتور : چهار موتور توربوفن مدل F-118, GE-100 ساخت کارخانه جنرال الكتريك
نیروی پیشران: 17300 نیوتن برای هر موتور
وزن در هنگام برخاست ( ماکزیمم ) : ۳۳۶۵۰۰ پوند (۱۵۲۶۳۵ كيلوگرم)
وزن بار مفيد : ۴۰ هزار پوند (۱۸1۴۴ كيلوگرم)
سقف پروازی : 50000 پا ( 15152 متر )
برد : 6000 مایل دریایی ( 9600 کیلومتر ) با یک بار سوختگیری روی زمین
و 10000 مایل دریایی ( 18500 کیلومتر ) با یک بار سوخگیری مجدد در هوا
سرعت :
1 - در سطح دريا ۵۶۰ مايل بر ساعت يا ۹۱۵ كيلومتر بر ساعت
2 - در ارتفاع ۴۰ هزار پایی (۱۲۱۹۵متری) ۶۳۰ مايل برساعت يا ۱۰۱۰ كيلومتر
ابعاد :
طول: ۶۹ فوت (20.9 متر)
ارتفاع: ۱۶ فوت (5.1 متر)
فاصله بين دو سربال: ۱۶۲ فوت (52.12 متر)
مساحت سطح بال: 5.۴۶۴ متر مربع
محصول :
شرکت نورثروپ گرومن ایالات متحده امریکا
با همکاری شرکتهای بوئينگ، گروه سيستم هاي راداري هاگز ، موسسه آموزشی هاگز ، شركت موتورسازي جنرال الكتريك ، شركت راكول كالينز با همکاری نیروی هوایی ایالات متحده و ...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
* این موشک ها موشک هایی با وزن حدود 900 کیلو گرم است که اين نوع موشک در گذشته هرگز به کار گرفته نشده بود و توسط ليزر، ماهواره و سيستم های داخلی هدايت می شود
** هر فروند موشک کروز ، يک ميليون دلار برای ارتش آمريکا هزينه دارد که علاوه بر
هواپیماهای B-2 ازروی ناوهای جنگی آمریکا هم پرتاب می شد. به عنوان مثال در جنگ عراق (2003) بيش از 750 عدد از اين موشک ها از روی ناوهای مستقر در خلیج فارس پرتاب شده است .
) Jdam يا Joint Direct Attack Munition *** موشک های جی دم (
"جی دم" يک موشک معمولی پانصد يا هزار کيلويی است که با تعبيه تجهيزاتی در انتهای آن، به موشکی هوشمند بدل می شود.اين تجهيزات شامل ملخ هايی است که توسط ماهواره و سيستم های داخلی کنترل می شود و به موشک امکان مانور می دهد.اين وسيله ، موشک را به يک سلاح دقيق با ضريب خطای 12 متر يا کمتر (نسبت به هدف)، تبديل می کند.
.به گفته يک فرمانده آمريکايی، در مواردی که از اهداف بمباران شده عکس برداری شد 99 درصد موشک ها به هدف خورد.يک امتياز ديگر اين موشک ها، هزينه نسبتا پايين آنها در مقايسه با ساير سلاح هاست. اين موشک حدود 20 هزار دلار هزينه دارد.
ما رو از نظرهاتون بي نصيب نكنيد!!!!!!
منابع و ماخذ :
1 - http://www.fas.org
( http://www.fas.org/nuke/guide/usa/bomber/b-2.htm )
2 - http://www.airforce-technology.com
( http://www.airforce-technology.com/projects/b2/ )
( http://www.airforce-technology.com/projects/b2/images/b2 (
3 - http://www.globalsecurity.org
( http://www.globalsecurity.org/wmd/systems/b-2.htm )
( http://www.globalsecurity.org/wmd/systems/b-2-unit.htm )
( http://www.globalsecurity.org/wmd/systems/b-2-specs.htm )
4 - http://www.fas.org
) http://www.fas.org/man/gao/nsiad97181.htm )
(http://www.fas.org/nuke/guide/usa/bomber (
5 - http://www.bbc.co.uk
) http://www.bbc.co.uk/persian/news/030417_a-si-us-bombs.shtml#top )
6 - http://www.is.northropgrumman.com
) http://www.is.northropgrumman.com/products/usaf_products/b2/b2.html )
7 - http://www.usaf.mil
8 - http://www.cs.umd.edu
سلطان آسمان ها F-14 Tomcat
با عرض سلام و خسته نباشید.من در ابتدا درباره هواپيمای جنگندهٔ اف-14 تامکت مطلبی رو گزاشتم تا با اين جنگندهٔ هميشه پيروز آسمانها آشنا بشوید. برای دیدن مطالب و موضوعات دیگر به بخش موضوعات وبلاگ مراجعه فرمایید.
نام(نام رسمي):F-14
نام خانوادگي(نام گذاري ناتو):Tom cat
نام پدر(شركت سازنده):Grumman
تولد(نخستين پرواز):1971
مرگ(پايان خدمت)--
زندگي نامه(توضيحات)
هواپيماي اف-14 يكي از پيشرفته ترين هواپيماهاي دوران خود است. به طوري كه در آن زمان به آن كامپيوتر پرنده مي گفتند.
در اواخر دهه 1960و اوايل دهه 1970 يك مناقصه توسط نيروي دريايي امريكا براي ساخت يك هواپيماي ناونشين انجام شد و طي آن شركت امريكايي گرومن(كه دچار بحران مالي بود)، برنده اين مناقصه شد.
اين شركت نام پروژه خود را اف-14 قرار داد.
اين شركت ابتدا هزينه ساخت اين هواپيما را در ابتدا حدود 7 ميليون دلار برآورد كرد، اما تنها باساختن چندين فروند از آن به علت با بودن هزينه ساخت شركت گرومن را در آستانه ورشكستگي قرار داد.
به علت طولاني شدن مدت تحويل اين هواپيما به نيروي دريايي، نيروي دريايي نيز به اين پروژه كم اطمينان شد.
در اين هنگام گرومن با جلب نظر شاه ايران، توانست او را متقاعد به سرمايه گذاري در اين پروژه و خريد اين هواپيماها كند.
دولت وقت امريكا نيز موافقت كرده و مشكلات پيش روي ايران را براي خريد از بين برد.
بدين صورت دولت ايران سفارش ساخت و خريد بيش از80 فروند از اين هواپيما را با مبلغ 2 ميليارد دلار با شركت گرومن امضا كرد.
تاسال 1978 حدود 79 فروند به ايران تحويل داده شد.
چند فروند باقي مانده به دليل اوضاع نامناسب داخلي ايران(همزمان با انقلاب اسلامي ايران) هرگز تحويل داده نشد.
اخلاق(خصوصيات)
از مهمترين خصوصيات تامكت، سيستم هدف گيري آن است كه قادر است، همزمان روي 14 هدف تا فاصله320 مايلي قفل كرده و همزمان 6 تااز آنها را باموشك مورد حمله قرار دهد.
از ديگر امكانات اين هواپيما مي توان از سيستم جنگ الكترونيك، پوشش پوشالمينيومي، شعله نما را نام برد.
اين جنگنده قادر به حمل موشك هاي هوا به هوا است، كه عبارتند از:
6 AIM-7 Sparrows
4 AIM-9 Sidewinder
6 AIM-54 Phoenix
و از موشك هاي هوا به زمين مي توان:
MK-82 (500 lbs.)
4 MK-83 (1,000 lbs.)
4 MK-84 (2,000 lbs.)
MK-20 cluster bomb
4 GBU-10 LGB
GBU-12 MK-82 LGB
4 GBU-16 MK-83 LGB
4 GBU-24 MK-84 LGB
نام برد. همچنين اين هوا پيما داراي يك مسلسل MK-61A1 Vulcan 20mm است.
كارايي
نوع كارايي: جنگنده- بمب افكن
تعداد موتور:2 تا TF30-P-41A توربوفن پرات اند ويتني
وزن(خالي): 18950 كيلو گرم
حداكثر وزن: 32800 كيلو گرم
حداكثر سرعت: 2.3 ماخ (هر ماخ= 300 متر بر ثانيه)
حداكثر ارتفاع پروازي: بيش تر از 56000 فوت
حداكثر برد: 915 مايل
ابعاد:طول 18.6 متر، عرض 19 متر حداكثر و 11.4 متر حداقل، ارتفاع 4.8 متر
تعداد خدمه پروازي:2 نفر

اولين و تنها كشوري كه اف - ۱۴ دريافت كرد ايران بود. ميگ ـ۲۵ هاي شوروي كه فاكس بت ناميده مي شدند به كرات حريم هوايي ايران را نقض مي كردند و ايران هيچ راهي براي مقابله با اين هواپيماي مافوق صوت و سريع نداشت. با اين وجود خلبانان ايراني تمامي هواپيماهاي موجود را آزمايش مي كردند تا ببينند كه آيا با آنها مي توانند با ميگ ـ ۲۵ هاي شوروي مقابله كنند يا نه. در نهايت همه آنها هواپيماهاي اف - ۱۴ تام كت و اف ۱۵ ايگل را پيشنهاد دادند تنها هواپيماهايي كه مي توانستند با ميگ ـ ۲۵ به مقابله بپردازند. در آگوست ۱۹۷۳ ارتش ايران تصميم به خريد هواپيماي اف ـ ۱۴ گرفت. اما دليل ديگر اصرار خريد اين هواپيما نيروي هوايي عراق بود. آنها از سال ۱۹۷۰ با رايزني با مسئولان فرانسه درصدد خريد ميراژ اف ـ ۱ بودند و همين نياز ايران به يك هواپيما كه برتري آنها را حفظ كند بيشتر مي كرد. قرارداد اوليه در ژانويه شامل ۳۰ فروند مي شد اما در ژوئن سفارش خريد ۵۰ فروند ديگر هم داده شد. اما در آن زمان شركت گرومن كه سازنده اين هواپيما بود يك وام ۲۰۰ ميليون دلاري از سوي ارتش آمريكا را از دست داده بود و ادامه ساخت اف ـ۱۴ براي آنان غيرممكن بود اما بانك ملي ايران براي جبران اين خسارت ۱۷۵ ميليون دلار به گرومن وام داد تا اين پروژه ادامه يابد و گرومن بتواند به ساخت اف ـ ۱۴ ادامه دهد.

اف ـ۱۴ هاي ايران همانند تام كت هاي نيروي دريايي آمريكا بودند و فقط چند سيستم آيونيك از آنها حذف شده بود. پايگاه هاي ما در اين هواپيماها يكي در اصفهان و ديگري در شيراز (پايگاه جنگنده هاي تاكتيكال شيراز) انتخاب شدند. در ماه مي ۱۹۷۴ اولين گروه از نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي سابق ايران براي آموزش خلباني اف ـ۱۴ به آمريكا رسيدند اين افراد همگي از خلبانان پيشكسوت اف ـ۱۴ بودند. در ژانويه سال ۱۹۷۶ دو فروند از اين هواپيماها تحويل ايران شدند. در آن زمان هنوز ميگ -۲۵ هاي شوروي حريم هوايي ايران را نقض مي كردند، در آگوست ۱۹۷۷ خلبانان نيروي هوايي ايران يك هواپيماي بي كيوام ـ۳۴ اي را در ارتفاع ۵۰ هزار پايي توسط يك موشك فينيكس سرنگون كردند و همين يك آزمايش مسئولان شوروي را مجبور به قطع پروازهاي ميگ ۲۵ بر روي ايران كرد. همچنين از ۷۱۴ موشك اي آي ام ـ ۵۴ اي فينيكس كه سفارش داده شده بود ۲۸۴ فروند تحويل گرفته شد. با پايان يافتن دهه ۱۹۷۰ تمام سفارش ها از قبيل ۴۰۰ اي آي ام ـ۵۴ اي فينيكس از سوي دولت ايران لغو شد. نحوه عملكرد اف ـ۱۴ هاي ايران در طول جنگ بسيار افسانه اي است. برخي از آمار چهار در برابر يك (يعني به ازاي سقوط هر اف ـ ،۱۴ چهار فروند توسط اين هواپيما سرنگون شده است) اين هواپيما سخن مي گويند. برخي مي گويند به دليل عدم وجود پشتيباني قوي، از اين هواپيماها چندان استفاده نمي شده است. برخي مي گويند به دليل وجود رادار بسيار پيشرفته از اين هواپيما در نقش چيزي مانند آواكس استفاده مي شده است. به هرحال هرچه كه بوده همه مي دانند كه فرماندهان ارشد نيروي هوايي عراق به خلبانان خود دستور داده بودند كه در صورت شناسايي يك اف ـ۱۴ در منطقه پروازي بايد سريعاً از آن جا دور مي شدند. در طول جنگ هميشه حضور اف ـ۱۴ در منطقه باعث دوركردن هواپيماهاي مهاجم عراقي مي شده است. در طول جنگ تنها دو گزارش از تلفات اف ـ۱۴ مخابره شده است. بيشترين روش از بين بردن هواپيماهاي مهاجم توسط اف ـ۱۴ هم استفاده از موشك فينيكس بوده است. در طول جنگ اف ـ ۱۴ انواع هواپيماهاي عراقي نظير ميراژ اف ـ ،۱ سوخو ـ ،۲۲ ميگ ـ ،۲۱ ميگ ـ ۲۳ و ميگ ـ ۲۵ را شكار كرده است. ايران در سال ۱۹۸۵ توانست بسياري از نظريات غربي ها را كه ايران قادر به استفاده از چند اف ـ۱۴ به صورت همزمان نبود را باطل كند. در ۱۱ فوريه ۱۹۸۵ طي يك رژه هوايي ۲۵ فروند اف ـ۱۴ به صورت همزمان از آسمان تهران گذشتند كه اين واقعه تمام دنيا را شوكه كرد و آن جا بود كه جهانيان به توانايي ها و قابليت هاي ايران پي بردند. در حال حاضر گفته مي شود تعداد ۶۰ فروند اف ـ ۱۴ مورد استفاده ايران قرار مي گيرد كه قطعات اين هواپيماها به طرق مختلف تامين مي شود. به هرحال رادار اي/ ان اي دبليوجي۹ اين هواپيما فعال است و اف - ۱۴ هاي ايران مي توانند موشك هاي ام آي ـ۹ سايدوايندر و اي اي ام ـ۷ اسپاروو را شليك كنند. بيشتر اف ـ ۱۴ هاي ايران با دو موشك سايدوايندر و چهار اسپاروو پرواز مي كنند. پس از پايان جنگ تحميلي، ايران پروژه هاي موفقيت آميزي را انجام داده است كه از آنها مي توان افزايش برد رادار اي دبليوجي ـ۹ و استفاده از آرـ۷۳ اي اي ام و چندين موشك هوا به زمين ديگر در هواپيما نام برد. همچنين ايران به سختي بر روي پروژه ساخت موشك فينيكس در داخل كشور كار مي كند.



منتظر نظراتتون هستیم........![]()

